تبلیغات
وبلاگ نماز - تأثیر ادبیات در جذب جوانان به نماز
  •   
  •   
  •   
  •   

خبرنامه

  • با عضویت در خبرنامه می توانید جدیدترین مطالب وبلاگ را در ایمیل خود دریافت و مشاهده کنید

    بعد از درخواست اشتراک ایمیل خود را چک کرده و لینک فعال سازی را تائید نمایید

آخرین مطالب

لوگوی حمایتی ما

  • وبلاگ نماز
    وبلاگ نماز | کلیپ, احکام, آداب, احادیث, نرم افزار

    ,وبلاگ نماز , کلیپ, احادیث , دانلود کتاب , احکام نماز , آثارواسرار نماز,داستانهای نماز, شیوه‌های دعوت به نماز, گالری تصاویر, نرم افزار, آداب نماز, نماز اولیاء وابرار, پرسش و پاسخ نماز

    حمایت ما با قرار دادن کد لگو ما در سایت و وبلاگ خود


امکانات وبلاگ

سایت مراجع تقلید

  •  آیت الله سید علی خامنه ای (مد ظله العالی)
    اااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
     آیت الله جواد تبریزی (رحمة الله علیه)
    اااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
     آیت الله محمد تقی بهجت (رحمة الله علیه‌)
    اااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
     آیت الله نوری همدانی (مد ظله العالی‌)
    اااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
     آیت الله لطف الله صافی (مد ظله العالی‌)
    اااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
     آیت الله ناصر مکارم شیرازی (مد ظله العالی‌)
    اااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
     آیت الله فاضل لنکرانی (رحمة الله علیه)
    اااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
     آیت الله سید علی سیستانی (مد ظله العالی)
    اااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
     آیت الله سید علی خامنه ای (مد ظله العالی)
    اااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
     آیت الله جواد تبریزی (رحمة الله علیه)
    اااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
     آیت الله محمد تقی بهجت (رحمة الله علیه‌)
    اااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
     آیت الله نوری همدانی (مد ظله العالی‌)
    اااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
     آیت الله لطف الله صافی (مد ظله العالی‌)
    اااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
     آیت الله ناصر مکارم شیرازی (مد ظله العالی‌)
    اااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
     آیت الله فاضل لنکرانی (رحمة الله علیه)
    اااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
     آیت الله سید علی سیستانی (مد ظله العالی)
    اااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
     آیت الله سید علی خامنه ای (مد ظله العالی)
    اااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
     آیت الله جواد تبریزی (رحمة الله علیه)
    اااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
     آیت الله محمد تقی بهجت (رحمة الله علیه‌)
    اااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
     آیت الله نوری همدانی (مد ظله العالی‌)
    اااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
     آیت الله لطف الله صافی (مد ظله العالی‌)
    اااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
     آیت الله ناصر مکارم شیرازی (مد ظله العالی‌)
    اااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
     آیت الله فاضل لنکرانی (رحمة الله علیه)
    اااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
     آیت الله سید علی سیستانی (مد ظله العالی)

  • تأثیر ادبیات در جذب جوانان به نماز
    تأثیر ادبیات در جذب جوانان به نماز
    محمدحسین وحدانی
    عضو هیأت علمی دانشگاه آزاد اسلامی


    مقدمه

    «اقم‌الصّلوه انّ الصّلوة تنهی عن‌الفحشاء و المنكر و لذكر الله‌اكبر.».(عنكبوت/ 45)
    نماز را برپا دار، زیرا نماز انسان را از كارهای زشت و ناپسند باز می‌دارد و یاد خدا بسیار بزرگتر است.
    بحران اصلی جوان امروز، بحران هویّت است، بی‌خویشتنی است. او آن چنان اسیر عالم مُلك شده است كه به ملكوت نمی‌پردازد؛ گاه گاهی كه سـرش را از زیر بـرف بیـرون  می‌آورد، احسـاس تنـهایی و بـی‌كسی می‌كند،گویا گمشده‌ای دارد؛ عجیب است، گمشده ای كه گمشده‌ای دارد!
    ابزار و وسایل آسایش و آرایش، فراوان، امّا دریغ از سایبان آرامشی. به راستی آرامش چیست و كجاست؟ چه چیزی انسان، این خلیفه‌ی خدا و مظهر جمال الهی را به بن بست كشانده است؟ چرا انسان امروز از درون تهی است؟ 
    پاسخ و گمشده‌ی انسان در درون خود اوست، مشكل این جاست كه ما به همه جا نگاه می‌كنیم، حقیقت، خداوند و گمشده‌ی خود را در همه جا جست و جو می‌كنیم جز در آیینه‌ی دلمان و غافلیم از: «من عرف نفسه فقد عرف ربّه».
    ای مخزن اســـرار الهی كه تـــوی         و ای آینــه‌ی جمال شـاهـی كـه تـوای
    بیرون زتو نیست هرچه در عالم هست     در خود بطلب هر آنچه خـواهی كه توای
    (مرصاد العباد)
    نگارنده در این مقاله بر آن است تا با یاری خداوند بزرگ، ضمن برشمردن اهمیّت و تأثیرات مستقیم نماز بر زندگی انسان و به ویژه جوانان، استفاده از زبان هنر و ادبیات را یكی از راهكارهای مهمّ و تأثیر گذار در هدایت، رستگاری و جذب جوانان به نماز و مسجد نشان دهد. در پایان نیز به استناد احادیث‌گران قدر امام علی(ع) باز نماید كه نمازِ همراه با معرفت و عشق، عالی ترین وسیله‌ی تقرّب و راه نجات بشریّت و جوانان از بن بست كنونی است.
    **********


    1- اهمّیت نماز

    حضرت امام صادق (ع) می‌فرمایند: اوّل ما یحاسب به العبد الصّلاة، فان قبلت قبل سائر عمله، و اذا ردّت ردّ علیه سائر عمله؛ نخستین چیزى كه از بنده حساب رسى مى‏شود نماز است، پس اگر نماز پذیرفته شد اعمال دیگرش نیز پذیرفته مى‏شود، چنانچه نمازش رد شود بقیه اعمال او هم قبول نخواهدشد.(وسائل‌الشیعه، ج3، ص 22)
    قرآن مجید در آیات فراوانی، حدود هشتاد آیه، با تعبیر‌های گوناگون درباره اقامه نماز یا حدود و احكام آن سخن گفته یا از نمارگزاران تمجید نموده و بی نمازان را سخت توبیخ كرده است.  
    سابقه‌ی نماز به دین‌های الهی پیش از اسلام نیز بر می‌گردد؛ پیش از آن كه حضرت محمّد صلی الله علیه و آله به رسالت مبعوث شوند، نماز در آیین حضرت عیسی(ع) هم وجود داشته است، قرآن كریم از زبان عیسی (ع) چنین نقل می‌كند: « و اوصانی بالصّلوة » خداوند مرا به نماز سفارش كرده است. (مریم /31) و قبل از آن نیز در دین موسی(ع)، خداوند به موسی چنین خطاب می‌كند: «اقم الصّلوة لذكری» (طه/14)  و پیش از موسی نیز، در زمان حضرت شعیب نیز نماز به عنوان یكی از عبادات وجود داشته است؛ در قرآن كریم چنین آمده است: «یا شعیب اَصلوتك تأمرك» (هود/87) و قبل از همه آنها، در دین ابراهیم(ع) نیز بوده است؛ او از خداوند برای خود و ذریّه اش توفیق اقامه‌ی نماز را می‌خواهد: «ربّ اجعلنی مقیم الصّلوة و من ذریّتی» (ابراهیم/40) و این هم كلامی‌از لقمان است كه به فرزند خود چنین می‌گوید:« یا بنیّ اقم الصّلوة و امر بالمعروف و انه عن المنكر» (لقمان/ 17) پسرم نماز را بپادار و امر به معروف و نهی از منكر كن.
    تمام موارد بالا نشان دهنده‌ی اهمّیت و ارزش نماز است. انسان در گذشته، حال و آینده نیاز به معشوقی داشته و دارد تا با او راز و نیاز كند؛ غم فراق و شرح درد اشتیاق باز گوید؛ به قول مولوی:
    سینه خواهم شرحه شرحه از فراق               تا بـگویم شــرح درد اشتیــاق
    و برای این راز و نیاز، چه وسیله ای بهتر از نماز؟ در دعا، انسان با خدا سخن می‌گوید، در قرآن، خدا با انسان سخـن می‌گوید، امّا در نمـاز، این گفت و گو دو جانبه است، عـاشق با مـعشوق و مـعشوق با عـاشق سخن می‌گوید و در منتهای معرفت و عشق كه پرده‌ها فرو می‌افتد، بیگانگی ای نیست، تو مایی ما تو.
      ترسم ای فصّاد اگر فصدم كنی             ناگهـــانی بــر رگ لیــلی زنـی

     
    2- برخی از تأثیرات مستقیم نماز در زندگی جوانان

    الف- همیشه به یاد خدا بودن

    «اقم الصّلوة لذكری؛ نماز را برای یاد من بپادار» ( طه/14)
    ذكر خدا و یاد خدا كه هدف تمامی‌عبادت‌هاست، دل را جلا می‌دهد و صفا می‌بخشد وآن را   آماده‌ی تجلّی، شهود و پذیرش عنایت‌های الهی می‌كند. این یاد حق و احساس حضور، اگر به درجه كمالی خود برسد، همان گونه كه در اولیای الهی مشاهده می‌شود، زمینه‌ی توجّه به غیر خدا را از بین می‌برد و تا انسان از نماز فارغ نشود، متوجّه غیر خدا نخواهد شد. جریان خارج كردن تیر از پای امام علی (ع) نمونه ای زیبا از این حضور قلب در نماز است. 
    اگــــر نه روی دل انــدر برابـرت دارم          مـن این نمـــاز حساب نماز  نشمــارم
    مـرا غرض ز نماز آن بود كه یك ساعت          غــم فــراق تــو را با تــو راز بگـزارم
    وگـرنه این چه نمازی بود كه من بی تو          نشسته  روی  به  محراب  و دل به بازارم
    مولوی
    ب- دوری از گناه

    «انّ الصلوة تنهی عن الفحشاء و المنكر»؛ همانا كه نماز (انسان را) از زشتیها و گناه باز می‌دارد.
    (عنكبوت/45)
    گناه چیست؟ در پاسخ باید گفت: تمام اندیشه‌ها، گفتار‌ها و كردار‌هایی كه مانع از تكامل و شكوفایی انسان شود و انسان را از سیر و سلوك و تقرّب الهی باز دارد گناه است.
    نمـاز نـیز مانند همه‌ی عبـادت‌ها دارای ظاهری  و باطـنی است. هنگامی‌كه نمـاز گـزار از پوسته‌ی ظاهری عبور كرد و نمازش با عشق و معرفت در هم آمیخته شد، شرم حضور معشوق، او را از تمام معاصی باز می‌دارد. به عبارت دیگر، بیشتر گناهان برای لذّت بردن است، امّا وقتی انسان لـذّت حقیـقی را چشید، دیگر لذّت‌های حقیر مادی و نفسانی برایش نمودی ندارد.
    در خصـوص نماز حضرت علی (ع) آمده است: چون وقت نماز فرا می‌رسید، علی(ع) بر خـود می‌لـرزید؛ به او می‌گفتند: یـا امیرالمومنین ! ترا چه شده است ؟ می‌فرمود: وقت ادای امانتی رسیده است كه خداوند آن را بر آسمـان‌ها، زمین و كـوه‌ها عرضه كرد، آنها از قـبـول آن ابـا كردند و از آن بیمناك شدند.  (محجّة البیضاء)
    اگر جوان به این گونه از معرفت دست پیدا كند یا گام در راه چنین پیشوایی بگـذارد، گنــاه در دل او جایگاهی نخواهد داشت.

    ج- مدیریّت زمان و وقت شناسی

    إنّ الصّلوة كانت علی المؤمنین كتاباً موقوتا (نساء/103) بی‌گمان نماز بر مؤمنان فرض و دارای اوقات معلوم و معیّن است.  پیامبر (ص) فرمود: أفضل الأعمال، الصّلوة فی اوّل وقتها ؛ بهترین اعمال، نماز اول وقت است.
    كن بلانچارد و استیو گاتری در مقدّمه‌ی كتاب: the on-time, on-target manager كه با عنوان مدیریّت زمان ترجمه شده است می‌نویسند: كاهلی و دفع الوقت فراگیر تر از آن است كه تصوّر می‌كنید.  سر وكله آن صفت هم یك باره پیدا نمی‌شود. ریشه‌های آن تا اعماق رفته است و باید این ریشه‌ها را شناخت. عامل اصلی تعلّل این است كه افراد تصوّر درستی از كارهای مهم ندارند. دلیل دیگر تعلّل این است كه نمی‌دانند كاری كه دیر انجام شود، ممكن است به تصمیم گیری نادرست و عملكرد بد منجر شود و آن‌ها را از نتیجه‌ی مناسب دور كند. تعلّل می‌كنند چون ضمن داشتن علاقه به انجام كارهای خاص، به هدف‌های بزگ تر، ایده آل‌های عالی تر، وظایف مهم تر و افراد دیگر مقیّد نیستند. (مدیریّت زمان)
    حال با این همه تأكید‌های فراوان در روایات و احادیث، اگر حضور در مسجد، نمازِ اوّل وقت و جماعت، ملكه‌ی وجودمان گردد، تحوّل شگرفی در زندگی و جامعه مان رخ خواهد داد.

    د- هدایت و رستگاری جوانان    

    بر هیچ اهل علمى پوشیده نیست كه در شكل گیرى شخصیّت هر فرد، مقطع جوانى از جایگاه خاص و اهمیّت ویژه اى برخوردار است. شاید بتوان گفت كه ثبات شخصیّت هر انسانى در این سنین آغاز و به هر نحوى كه شكل گیرد، غالباً به همان صورت قوام یافته و تثبیت می‌گردد و به همین دلیل در روایات بر اهمیّت و برترى این مقطع سنّى تأكیدات زیادى شده است. روان شناسان نیز این دوره را حیات مجدّد انسان نامیده اند.
    بنابراین اگر در این مقطع سنّی، هوشمندانه و با استفاده از ابزارهای تأثیر گذار هنری، جوان را به سمت نماز و مسجد سوق دهیم، چون با فطرت و حقیقت وجودی او همسو است، پیوندی ناگسستنی و انس  و الفتی دیر پا بین او و نماز ایجاد كرده ایم. 
    پیامبر اكرم در این خصوص فرموده اند: «فضل الشابّ العابد الذى یَعبُدُ فى صباه على الشیخ الذى یَعبُد بَعْدَ ماكَبُرَتْ سِنُّهُ كفضلِ المرسلین على سایر النّاس». فضیلت و برترى جوان عابد كه از آغاز جوانى خدا را عبادت كند بر پیرى كه وقت پیرى مشغول عبادت گردد چون فضیلت پیغمبران است بر سایر مردم.( نهج الفصاحه/ حدیث 2050) و در جاى دیگر با اشاره به ارزش جوانى می‌فرمایند: «اغتنم شبابك قبل هرمك».جوانی تان را قبل از فرارسیدن پیرى غنیمت و قدر بدانید وخطاب به والدین و مربّیان در برخورد با جوانان و نوجوانان می‌فرمایند: «اوصیكم بالشّبان خیراً فانّهم اَرَقُّ افئِدةً انّ الله بعثنى بشیراً ونذیراً فحالفنى الشُّبّانُ وخالفنى الشیوخُ ثُمَّ قَرَاَ فطال علیهم الأمَدُ فقستْ قلوبُهُم». به شماها در باره نوبالغان و جوانان به نیكى سفارش می‌كنم كه آنها دلى رقیق تر و قلبى فضیلت پذیرتر دارند. خداوند مرا به پیامبرى برانگیخت تا مردم را به رحمت الهى بشارت دهم و از عذابش بترسانم. جوانان سخنان مرا پذیرفتند و با من پیمان محبت بستند ولى پیران از قبول دعوتم سرباز زدند و به مخالفتم برخاستند. سپس به آیهاى از قرآن اشاره كرد و درباره مردم كهن سال و پیر كه مدت زندگى آنان به درازا كشیده و دچار قساوت قلب شدهاند سخن گفت. (سفینه البحار، ج2)
    در جامعه، كودكان و خرد سالان، نه توانایی دارند ونه اندیشه‌ی آنان در حدّی است كه مورد توجه جدّی استعمارگران قرار بگیرند، پیران نیز اگر اندیشه ای داشته باشند توانایی ایجاد تحوّل و دگرگونی را ندارند؛ نسل جوان، تنها قشر منحصر به فردى است كه بیشترین روحیه‌ی تأثیر پذیرى را داراست؛ شفافیّت روحیه‌ی جوانان و حساسیّت ایشان، عامل اصلى توجه دستگاه‌هاى تبلیغاتى استكبار و بنگاه‌هاى فرهنگى غرب، براى سوق دادن آنان به انحرافات اخلاقى و اغراض پلید خویش در طول تاریخ بوده است. 
    دنیاى غرب با علم به این كه جوانان آسیب پذیرترین قشر هر جامعه اند، با تشكیل بنگاه‌هاى فرهنگى- تبلیغى همه تلاش خود را در شبـیـخون و انداختن آنان در دام فساد و تباهى تحت عنوان آزادى و عناوین مقدّس دیگر به كار می‌گیرد تا اینكه به اغراض استكبارى و سلطه طلبى خود دست یابد. اگر چه غرب در القاى فرهنگ خود به كشورهاى اسلامى از راه‌هاى متعدّد و در سطوح مختلف وارد عمل شده است، ولى تاریخ بهترین شاهد و گواه است كه نفوذشان بیشتر از طریق جوانان تحصیل كرده یا عوام مقلّد (جوانانى كه به مبانى دین آشنایى چندانى ندارند) بوده است؛ اینجاست كه نقش عبادات و در رأس همه، نماز و حضور در مسجد، برای ایجاد جامعه ای سالم و دور از انواع آلودگی‌ها روشن می‌شود. جامعه ای كه با داشتن وسایل آسایش، به آرامش نیز دست پیدا می‌كند.
    3- ادبیات فارسی به عنوان یك ابزار مهمّ هنری در ایجاد گرایش جوانان به نماز و مسجد:
    شایان گفتن است كه جوان همیشه به دنبال الگوهایی برتر است تا خود را با آن همسان نماید؛ هرچه این الگوها محسوس تر، هنری تر و لذّت بخش تر باشند، ارتباط و همسان سازی بهتر و زودتر اتفاق می‌افتد. شاعران خوش ذوق فارسی زبان قابلیّت تأثیر گذاری بسیار زیادی را دارا هستند. بسیاری از اشعار شاعران ما  به صورت پوستر، كارت پستال، نقّاشی خط و... زینت بخش در و دیوار و وسایل زندگی جوانان ما است؛ حال اگر دیدگاه شاعران و اشعاری كه در باره‌ی مسجد و نماز سروده اند، هنرمندانه و ظریف به جوانان ارایه شود، خواهیم دید كه چه تأثیر شگرفی بر ایشان خواهد داشت.  
    ادبیـات گران سنگ فارسی آن قـدر سرشـار از مفاهیـم زیــبا و لطیـف در باره‌ی مسجد و نمـاز است كـه هر خواننده ای را در مطالعه و گزینش دچار شگفتی و حیـرت می‌كند. از بیـن شاعران كلاسیك، مولـوی، عطّـار، حافظ، سعدی، خواجوی كرمانی، سنایی،  فردوسی، نظامی، شیخ بهایی، پروین اعتصامی، فخرالدّین عراقی و... آن قـدر گفتـه اند و سروده‌اند كـه به نظر می‌رسد برای دیگران جایی نگذاشته اند. امّا حقیقت این است كه اقیـانوس بی‌كران نمـاز را ژرفـا و گستره ای اسـت كه هنـوز حرفـی از هزاران در عبارت نیامده است. از بین شاعران نو پرداز هم، هر كسی از ظنّ خود بر آن است تا شاید اسراری بیابد.
    در زیر برای برای نمونه، قطره‌ای از دریا آورده شده است:

    حافظ:
    هردم به‌خون دیده چه حاصل وضو،   چونیست‌ بی‌طاق ابروی تونماز مرا جواز
    ***
    در نمازم خم ابروی تو با یاد آمد                حالتی رفت كه محراب به فریاد آمد
    ***
    می‌ترسم از خرابی ایمان كه می‌برد            محراب ابروی تو حضور نماز من
    ***
    زاهد و عجب و نماز و من و مستی و نیاز     تا تو را خود ز میان با كه عنایت باشد
    ***
    ای كبك خوش خرام كجا می‌روی بایست    غــرّه مشـو كه گربـه‌ی زاهــد نماز كرد
    ***
    چون نیست نماز من آلوده نمازی           در میكده زان كم نشود سوز و گدازم
    ***
    خوشا نماز و نیاز كسی كه از سردرد           به آب دیده و خون جگر طهارت كرد
    ***
    طهارت ارنه به خون جگر كند عاشق          به قول مفتی عشقش درست نیست نماز
    ***
    نمــاز درخــم آن ابــــروان محـرابی         كسی كند كه به خون جگر طهارت كرد
    ***
    نماز شام غریبان چو گریه آغازم           به مویه‌های غریبانه قصّه پردازم
    ***
    هر آن كسی كه درین حلقه نیست زنده به عشق       بر او نمرده به فتــوای من نماز كنید
    ***
    آفرین بر دل نـرم تو كه از بهر ثــواب     كشته‌ی غمزه‌ی خود را به نماز آمده‌ای
    ***
    خوشا نماز و نیاز كسی كه از سر درد         به آب دیده و خون جگر طهارت كرد.
    ***
    شیخ بهایی:
    مستان كه گام در حـرم كبـریا نهنــد        یك جام وصل را دو جهان در بها نهند
    سنگی كه سجده گاه نماز ریای ماست        ترســم كه در تـرازوی اعمـال ما نهند
    ***
    بر درگه دوست هر كه صادق برود             تــا حــشر زخـاطرش علایـق بـرود
    صد ساله نمــاز عــابد صومعه دار             قــربـان ســر نیــاز عــاشـق برود

    پروین اعتصامی:
    بسی به خانه نشستیم و دامن آلودیم         بیا رویم به مسجد، نماز كنیم

    فخرالدّین عراقی:
    مستی كه خراب ره عشق است، در این ره   خواب خوش مستیش همه عین نماز است
    ***
    در كوی خرابات كسی را كه نیاز است         هشیاری و مستیش همه عین نماز است

    صائب:
    حفظ صورت می‌توان كردن به‌ظاهر در نماز         روی دل را جانب محراب‌ كردن مشكل است
    ***
    حضور خاطر اگر در نماز معتبر است                    امید ما به نماز نكرده بیشتر است
    ***
    طاعت ما نیست غیراز شستن دست از جهان         گر نماز از ما نمی‌آید وضـویی می‌كنیم

    عطّار:
    عاشقان چون به هوش باز آیند                پیش معشوق در نماز آیند
    ***
    تــا در اوّل پاكبــازی نبودت                 این سفر كردن نمازی نبودت
    ***
    ذرّه ای دوستـــــی آن دمساز                 بهتر از صد هزار  ساله نماز
    ***
    كسی كه سر كشد از طاعت تو یك سر موی    هبا شمـر نماز وی و هدر روزه

    خواجوی كرمانی:
    این جا نماز زنده دلان جز نیاز نیست       و آن را كه در نیاز نبینی نماز نیست
    ***
    من در نیاز بودم و اصحاب در نماز      لیكن نیاز من همه عین نماز بود
    ***
    پیش عاقل نیاز چیست؟ نماز               نزد عاشق نماز چیست؟ نیاز
    ***
    كجا بود من مدهوش را حضور نماز          كه كنج كعبه ز دیر مغان ندانم باز
    ***
    هر آن نماز كه كردی به كنج صومعه خواجو       رضای دوست به دست آر ور نه جمله قضا كن

    سنایی:
    در طریقت كجا روا باشد                    دل به بتخانه رفته، من به نماز
    ***
    آن نمازی كه عادتـی باشد              خـــاك باشد كه باد بر پاشد

    سعدی:
    نماز شام قیامت به هوش باز آید                    كسی كه خورده بود می‌ز بامداد الست
    ***
    كافر و كفر و مسلمان و نماز و من و عشق    هر كسی را كه تو بینی به سر خود دینی است
    ***
    كلید در دوزخ است آن نماز                          كه در چشم مردم گزاری دراز
    ***
    تو هم پشت بر قبله ای در نماز                      گرت در خدا نیست روی نیاز

    نظامی:
    زر كه ترازوی نیاز تو شد          فاتحه‌ی پنج نماز تو شد

    شیخ محمود شبستری:
    تو تا خود را به كلّی در نبازی                   نمازت كی شود هرگز نمازی؟

    مولوی: (مثنوی)
    باد خشم و باد شهوت باد آز               برد او را كه نبود اهل نماز
    ***
    این نماز و روزه و حجّ و جهاد              هم گواهی دادن است از اعتقاد
    ***
    كاین نمــازم را میامیز ای خدا             با نمــــاز ضالین و اهــل ریــا
    ***
    از برای چاره‌ی این خوف‌ها             آمد انــدر هر نمازی اهدنــا


    مولوی: (دیوان شمس)
    نماز شام چو خورشید در غروب آید                    ببندد این ره حس، راه غیب بگشاید
    ***
    چو نماز شام هر كس، بنهد چراغ و خوانی          منم و خیال یاری، غم و نوحه و فغانی
    ***
    وضو زاشك بساز و نماز كن به نیاز        خراب و مست شو ای جان ز باده‌ی ازلی
    ***
        ای زاهـــد شبخیز تو مغرور نماز           بیرون ز نماز روزگاری دگر است
    ***
    تا با تو بوم، مجاز مـن عیـن نماز           چون بی تو بوم، نماز من جمله مجاز

    فردوسی:
    چنان بر دل هر كسی بود دوست               نمــاز شــب و روزه آییــن اوست
    ***
    و زآن پس بیامـد به جـای نمـاز                همی‌گفــت با داور پـــاك راز
    ***
    ز لشـكر بشــد تا به جــای نماز                ابـا كـــردگــــار جهان گفت راز
    ***
    بیـامد خـرامـان به جــای نمـاز                 همی‌گفـــت با داور پــاك راز
    ***
    و زآن جا سبك شد به جای نماز                همی‌گفـــت با داور پـاك راز

    سهراب سپهری:
     من مسلمانم
    قبله ام یك گل سرخ 
    جانمازم چشمه مهرم نور
     دشت سجّاده من 
     من وضو با تپش پنجره‌ها می‌گیرم
     در نمازم جریان دارد ماه جریان دارد طیف 
    سنگ از پشت نمازم پیداست 
     همه ذرات نمازم متبلور شده است 
     من نمازم را وقتی می‌خوانم 
    كه اذانش را باد گفته باشد سر گلدسته سرو 
     من نمازم را پی تكبیره الاحرام علف می‌خوانم 
    پی قد قامت موج 
     كعبه ام بر لب آب 
     كعبه ام زیر اقاقی‌هاست 
     كعبه‌ام مثل نسیم می‌رود باغ به باغ می‌رود شهر به شهر 
    حجرالاسود من روشنی باغچه است.
    مهدی اخوان ثالث:  نماز: 
    باغ بود و درّه - چشم انداز پرمهتاب / ذاتها با سایه‌های خود هم اندازه / خیره در آفاق و اسرار عزیز شب، چشم من - بیدار و چشم عالمی‌در خواب / نه صدایی جز صدای رازهای شب، /  آب و نرمای نسیم و جیرجیركها / پاسداران حریم خفتگان باغ، / و صدای حیرت بیدار من (من مست بودم، مست) / خاستم از جا / سوی جو رفتم، چه می‌آمد / آب / یا چه می‌رفت،‌هم زآن سان كه حافظ گفت، عمر تو. / با گروهی شرم و بی خویشی وضو كردم. / مست بودم، مست سرنشناس، ‌پانشناس، امّا لحظة پاك و عزیزی بود. / برگكی كندم / از نهال گردوی نزدیك؛‌ / و نگاهم رفته تا بس دور / شبنم آجین سبز فرش باغ هم گسترده سجاده. / قبله، گو هر سو كه خواهی باش. / با تو دارد گفت و گو شوریده‌ی مستی / -مستم و دانم كه هستم من- / ای همه هستی زتو، آیا تو هم هستی؟           زاگون، مرداد 1339                                                                                                                        
    اخوان، ‌خود درباره این شعر می‌گوید: « درمورد قطعه‌ی نماز همین قدر می‌دانم كه چند روزی در ییلاق زاگون می‌گذراندم و خلوت و آسایشی داشتم، و مخصوصاً شبها در صمیم طبیعت محض (كوه و دره و باغ و چشم اندازهای زیبای ییلاق زاگون) انگار خود را با زمین و طبیعت و روح كاینات نزدیك تر حس می‌كردم، و در لحظه‌ای از لحظات خلوت محض و خالص و... تنهایی، آن قطعه به خاطرم خطور كرد و نوشتم.
    یكی از نویسندگان، تأملی زیبا در شعر نماز از مهدی اخوان ثالث دارند، ایشان می‌نویسند: اخوان هرگز داعیه‌ی شریعت مداری و شریعت پناهی نداشته است. اما درد دین و دغدغه‌ی دینی داشته است. آن هم نه در آستانه‌ی پیری و شكستگی كه تصوّر شود از فشارهای روحی یا احساس   بی اعتباری عمر و نزدیك شدن سایه‌ی همزاد آدمیزاد ( مرگ) رو به خدا آورده باشد. (نبض شعر)
    این شعر حدیث نفسی است عارفانه- عاشقانه- مستانه: 
    شاعر خواب زده، مهتاب زده...، افتان و خیزان در این حال وجد و جذبه « با گروهی شرم و بی‌خویشی وضو می‌كند ». برگی از نهال گردوی نزدیك می‌كند، به جای مهر نماز، « شبنم آجین سبز فرش باغ هم گسترده سجاده » این وجد و بی خویشی و رازبینی (Vision) ادامه می‌یابد. « قبله گو   هر سو كه خواهی باش ». این یكی از اوجهای این شعر است. در كتب فقهی بحث بسیاری در باب « تعیین قبله‌ی  حیران » یعنی قبله برای كسی كه جهات را گم كرده است،‌ به میان آورده اند. بعضی از آنان وسواس یا احتیاط را به جایی رسانده اند كه توصیه می‌كنند در چنین شرایطی، نمازگزار باید به چهارسو، و چهار بار نماز بخواند. بعضی كه جسورتر یا عارف تر بوده اند، گفته اند به مدلول آیه شریفه« اینما تولوا فثمّ وجه الله » (به هر سوی كه روی آرید با وجه الله رو به رو هستید) كافی است فقط یك بار و به یك سو نماز بگزارد. 
    شاعر دراین احوال چندان سرخوش و سرشار از تمنّای نیایش است كه از ذی القبله، به قبله نمی‌پردازد. 
    اوج این شعر، سه مصراع آخر است:
    با تو دارد گفت و گو شوریده‌ی مستی /  مستم و دانم كه هستم من /  ای همه هستی زتو آیا تو هم هستی؟ 
    شطح مصراع آخربسیار عمیق و تكان دهنده است. اگر شاعر به وجود مبدأی كه همه‌ی هستی از اوست اذعان نداشت، این چنین مجذوبانه و حلّاجانه به نماز نمی‌ایستاد. سؤال و حیرت و حسرت او این است كه «ای همه هستی زتو» چرا هستی ما كه سرشته با نیستی است، و از نیستی سربرآورده و به نیستی هم سر فرود می‌آورد، ‌هستی نماست  و هستی تو، نیستی نماست؟ (نبض شعر با تلخیص)
    4- نمازِهمراه با معرفت و عشق(عالی ترین وسیله‌ی تقرّب و راه نجات بشریّت و جوانان):
    همان گونه كه در شعرهای بالا می‌بینیم، چه شاعران عارف و چه آن‌هایی كه دستی از دور بر آتش عر فـان داشتـه اند، نماز همرا ه با معرفت و عشق را بر نمازی كه از سـر رفـع تكلیـف یا تــرس یا  بــرای رسیـدن به نعمـت‌های دنیـوی باشد ترجیـح داده اند. البتّه آشكار است كه  سر چشمه این نوع نگرش به نماز و عبادت، قرآن كریم و سخنان بزرگان دینی است.
    امام علی (ع) در این مورد فرموده‌ی زیبایی دارند:
    «انّ قوماً عبدوا الله رغبة فتلك عباده التّجار، و انّ قوماً عبدوا الله رهبه فتلك عباده العبید و انّ قوماً عبدوا الله شكراً فتلك عباده الاحرار»  (نهج البلاغه)
    گروهی خداوند را برای رسیدن به پاداش و بهشت عبادت می‌كنند، این عبادت تاجران است؛ گروهی خداوند را از روی ترس عبادت می‌كنند، این عبادت بردگان است و گروهی خداوند را برای سپاس عبادت می‌كنند، این عبادت آزادگان است.
    به قول سعدی:
    خــلاف طـریقـت بــود كــه اولیــا             تمنّــا كنــند از خـــدا جـز خـدا
    گر از دوست چشمت به احسان اوست           تو در بند خویشی نه در بند دوست.
    عصـاره‌ی بنـدگی، نمـاز حقیـقی و اوج عـرفان و عشق به خداوند را می‌توان در این حدیث زلال از امام علی(ع) نوشید:
    الهی ما عبدتك خوفاً من نارك و لا طمعاً فی جنّتك، بل وجدتك اهلاً للعبادة فعبدتك! (بحار الانوار) پروردگارا، من تو را به خاطر ترس از آتش جهنّم عبادت نمی‌كنم و طمعی هم به بهشتت ندارم، بلكه چون تو را شایسته‌ی عبادت یافتم، می‌پرستمت! 
    اینجا است كه حقیقتِ « فزت و ربّ الكعبه» آشكار می‌شود و چه مژده‌ی زیبایی است این حدیث قدسی، برای آنان كه حقیقتِ نماز و عبادت را در طلب، معرفت، دوستی، عشق و شهادت یافته اند:
    «من طلبنی، وجدنی و من وجدنی، عرفنی و من عرفنی، احبّنی و من احبّنی، عشقنی و من عشقنی، عشقته و من عشقته، قتلته و من قتلته، فعلی دیته و من علی دیته، فانا دیته»
    آن كس كه مرا طلب كند، می‌یابد، آن كس كه مرا یافت، می‌شناسد،آن كس كه مرا شناخت، دوستم می‌دارد، آن كس كه مرا دوست  داشت، به من عشق می‌ورزد، آن كس كه به من عشق ورزید، من نیز به او عشق می‌ورزم، آن كس كه به او عشق ورزیدم، می‌كشم، آن كس را كه من بكشم، خون بهایش بر من واجب است، آن كس كه خون بهایش بر من واجب است، من خون بهایش هستم.
    آن كس كه تورا شناخت، جان را چه كند؟      فــرزند و عیال و خانمان را چه كند؟
    دیوانـــه كنـی هـر دو جهـانش بخشی         دیـوانه‌ی تو هر دو جهان را چه كند؟
    نتیجه‌گیری

    سؤال اساسی این است: برای جذب جوانان به مسجد و نماز چه باید كرد؟ 
    بهترین پاسخ این است: در چهارچوب واقعیّت، حقیقت¬گرا باشیم. بررسی طیف گسترده‌ای از جوانان این واقعیّت را به ما نشان می‌دهد: مدّتی پیشتر، اكثریّت جوانان ما اسلام‌گرا بودند، پس از آن به دلایلی كه خود تحقیقی دیگر را می‌طلبد، گروهی اسلام گریز شـدند و اینـك خطـر اسلام ستیزی برخی از آنان را تهدید می‌كند. این واقعّیت ناشی از درك نادرست جوان و خواسته‌های اوست، وقتی ما شناخت درست و كاملی از جوان نداشته باشیم، به تبع آن برخوردها وبرنامه ریزی‌های ما برای او نتیجه بخش نخواهد بود و گاه نتیجه‌ی عكس می‌دهد. 
    جوان دارای روحیه ای حساس و لطیف است؛ لذّات آنی و محسوس را دوست دارد؛ هیجانی، بی‌تاب و بی‌قرار است؛ دوست دارد دیده شود و محور وكانون توجّه و تشویق باشد؛ بیشتر به پوسته و بعد بیرونی پدیده‌ها توجّه می‌كند؛ زیبایی، هنر، شعر و موسیقی توجّه او را جلب می‌كند و بر او تأثیر گذار است و....
    جوان، از نصیحت، یكنواختی و هر چیزی كه عطش او را سیراب نكند بیزار و فراری است. بنابراین هر نوع هدف گذاری برای جوان باید با درك درست و عمیق این ویژگی‌ها و واقعیّت‌ها همراه باشد.
    بدیهی است معماری و ظاهر زیبای مساجد، به كار بردن رنگ‌های شاد و جذّاب در فضا سازی‌ها، استفاده از ابزارها و وسایل مدرن و به روز در نور پردازی‌ها، سرمایش و گرمایش و... و در كنار اینها، آراستگی مدّاحان و سخنرانان به زیور آگاهی، علم و عمل می‌تواند در جذب جوانان به مسجد و نماز تأثیر گذار باشد. 
    شاید چنین به نظر برسد كه بسیاری از موارد ذكر شده، در مقایسه با حقیقت نماز و هدفِ متعالی حضور در مسجد و كمال جویی، ناچیز می‌نماید، امّا با توجّه به ویژگی‌های جوان امروز، این موارد در ابتدای امر می‌تواند بستر لازم را برای حضور جوان در مسجد فراهم كند تا پس از آن زمینه برای تحوّل عمیق فكری و معنوی وی فراهم گردد. روشن است كه پس از ایجاد تحوّل و حصول معرفت و عشق، تنها چیزی كه توجّه انسان را جلب نمی‌كند، همین پوسته‌های بیرونی و ظاهر پدیده‌هاست. 
    در همین راستا، آنچه این مقاله به آن پرداخته است، استفاده از زبان تأثیرگذار هنر، شعر و ادبیات است. با توجه به روحیات و نیازهای جوانان و از سوی دیگر قدرت انكار ناپذیر هنر و شعر، می‌توان با اطمینان كامل گفت كه اگر در رسانه‌ها، تبلیغات، آموزش و پرورشِ كودكان، نوجوانان و جوانانمان از اشعار و سروده‌های ادبی شاعران بزرگ كلاسیك و معاصر، بجا و هنرمندانه استفاده كنیم، شاهد تحوّلی شگرف خواهیم بود. اشعار و سروده‌هایی كه در آن، پیدا و پنهان، سخن از مسجد و نماز به میان آمده است.  

     

اپلیکیشن موبایل
خوشحالیم که میتونم توی موبایل هم همراه شما باشم. تا الان تونستم نسخه اندروید و آیفون رو آماده کنم . دانلود کنید نصب کنید لذت ببرید …

 

 

 

منوی کاربری