تبلیغات
وبلاگ نماز - پرسش و پاسخ نماز 4
  •   
  •   
  •   
  •   

خبرنامه

  • با عضویت در خبرنامه می توانید جدیدترین مطالب وبلاگ را در ایمیل خود دریافت و مشاهده کنید

    بعد از درخواست اشتراک ایمیل خود را چک کرده و لینک فعال سازی را تائید نمایید

آخرین مطالب

لوگوی حمایتی ما

  • وبلاگ نماز
    وبلاگ نماز | کلیپ, احکام, آداب, احادیث, نرم افزار

    ,وبلاگ نماز , کلیپ, احادیث , دانلود کتاب , احکام نماز , آثارواسرار نماز,داستانهای نماز, شیوه‌های دعوت به نماز, گالری تصاویر, نرم افزار, آداب نماز, نماز اولیاء وابرار, پرسش و پاسخ نماز

    حمایت ما با قرار دادن کد لگو ما در سایت و وبلاگ خود


امکانات وبلاگ

سایت مراجع تقلید

  •  آیت الله سید علی خامنه ای (مد ظله العالی)
    اااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
     آیت الله جواد تبریزی (رحمة الله علیه)
    اااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
     آیت الله محمد تقی بهجت (رحمة الله علیه‌)
    اااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
     آیت الله نوری همدانی (مد ظله العالی‌)
    اااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
     آیت الله لطف الله صافی (مد ظله العالی‌)
    اااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
     آیت الله ناصر مکارم شیرازی (مد ظله العالی‌)
    اااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
     آیت الله فاضل لنکرانی (رحمة الله علیه)
    اااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
     آیت الله سید علی سیستانی (مد ظله العالی)
    اااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
     آیت الله سید علی خامنه ای (مد ظله العالی)
    اااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
     آیت الله جواد تبریزی (رحمة الله علیه)
    اااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
     آیت الله محمد تقی بهجت (رحمة الله علیه‌)
    اااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
     آیت الله نوری همدانی (مد ظله العالی‌)
    اااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
     آیت الله لطف الله صافی (مد ظله العالی‌)
    اااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
     آیت الله ناصر مکارم شیرازی (مد ظله العالی‌)
    اااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
     آیت الله فاضل لنکرانی (رحمة الله علیه)
    اااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
     آیت الله سید علی سیستانی (مد ظله العالی)
    اااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
     آیت الله سید علی خامنه ای (مد ظله العالی)
    اااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
     آیت الله جواد تبریزی (رحمة الله علیه)
    اااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
     آیت الله محمد تقی بهجت (رحمة الله علیه‌)
    اااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
     آیت الله نوری همدانی (مد ظله العالی‌)
    اااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
     آیت الله لطف الله صافی (مد ظله العالی‌)
    اااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
     آیت الله ناصر مکارم شیرازی (مد ظله العالی‌)
    اااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
     آیت الله فاضل لنکرانی (رحمة الله علیه)
    اااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
     آیت الله سید علی سیستانی (مد ظله العالی)

  • پرسش وپاسخ نماز 4

    پاسخ اول: اذان، اعلام قوای مادی و ملكوتی در انسان برای حضور در پیشگاه خداوند و اقامه حاضر نمودن آن قوا در محضر حضرت دوست است. با تكبیرات اولیه، اعلام می كند كه موجودات عاجزند از ثناگویی خداوند و با نفی هر الهی غیر از او، استحقاق داشتن ثنا را از غیر او نفی می كند و با شهادت به رسالت پیامبر ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ به مقام شامخ آن حضرت توسل می جوید. سپس اعلان مهیا شدن برای نماز می كند: «حیّ علی الصلاة»، سپس سرّ نماز را اجمالاً اعلان می كند: «حیّ علی الفلاح؛ حیّ علی خیر العمل» و آن گاه كه فطرت را بیدار و قوا را مهیا كرد، تكبیر و تهلیل را تكرار می كند تا اعتراف به عجز، در قلب مستقر شود. آن گاه با اقامه، حقایق سابقه را تصدیق و تعمیق می كند و فطرت را باز متنبه می سازد و آن گاه كه بنده به این جا رسید اعلان حضور می كند كه «قد قامت الصلاة.(1)

    پاسخ دوم: اذان، ندا كردن مردم و فرا خواندن آنها به سوی خداست و متذكر كردن آنها به حضرت حق است.(2)

    1سر الصلاة، امام خمینی(ره)، ص 67؛ آداب نماز، حضرت امام (ره)، ص 122.

    2 اسرار الحكم، ص 510.


    پاسخ اول: از آنجا كه علت واجب شدن نماز آیات اموری است كه شباهت زیادی به وقایع زمان قیامت دارد، نماز آیات واجب شده است تا عاملی باشد برای اینكه انسان به یاد خدا و قیامت و وضعیت هولناك آن بیفتد و در نتیجه متذكر مرگ شده، به تقوا و عمل صالح بپردازد.(1)

    پاسخ دوم: در حدیثی از امام صادق ـ علیه السلام ـ چنین آمده است: وقتی خداوند، اراده ترساندن و عذاب بندگانش را بكند خسوف و كسوف را ایجاد می كند. پس وقتی آن را دیدید به درگاه خداوند تضرع كنید و نماز بخوانید (تا از عذاب در امان باشی). (2)

    پاسخ سوم: در وسائل الشیعه آمده است: برای كسوف نمازی قرار داده شده؛ زیرا كسوف از نشانه ها و آیات خداوند است، ولی معلوم نیست كه آیا برای رحمت نازل شده یا برای دفع عذاب ... پیامبر ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ دوست می داشت كه امت او در هنگام كسوف به درگاه خداوندِ خالق و راحم، تضرع كنند تا خداوند شر و ضرر كسوف را از آنها دفع كند؛ چنان كه وقتی قوم یونس در هنگام كسوف به درگاه خداوند تضرع كردند خداوند عذاب را از آنها برداشت (3)

    1اسرار الصلوة، شهید ثانی، ص 208.

    2المقنعة، شیخ مفید، ص 208.

    3وسائل الشیعه، ج 7، ص 483



    بهترین سخن، سخن خداست. خداوند متعال درباره قبولی نماز، معیاری را در قرآن بیان كرده است كه با كمی دقت قابل فهم است. در آیه 45 سوره عنكبوت می فرماید: ان الصّلاة تَنْهی عن الفحشاء و المنكر

    نشانه قبولی نماز، این است كه انسان از گناه دوری كند؛ زیرا نماز باعث می شود كه انسان به یاد خداوند باشد و این، باعث خوفِ از نافرمانی می شود.(1)

    امام صادق ـ علیه السلام ـ در روایتی فرموده است: هر كس دوست دارد بداند نمازش قبول شده یا نه، ببیند كه آیا نمازش او را از گناه و زشتی باز می دارد یا نه؟ پس به هر اندازه كه نمازش او را از گناه باز بدارد به همان مقدار نمازش قبول واقع شده است (2)


    قرآن می فرماید لا جناح علیكم ان تقصروا اشكالی ندارد در سفر نماز را شكسته بخوانید پس چرا همه فقها نماز را در سفر بصورت شكسته واجب می دانند  ؟

    آیه 101 سوره نساء دلالت دارد بر اینكه مسافر باید نمازش را قصر (شكسته) بخواند. آنجا كه می فرماید:

    و اذا ضربتم فی الاْرض فلیس علیكم جناحٌ اَنْ تقصُرُوا من الصلوة

    (هنگامی كه سفر می كنید، گناهی بر شما نیست كه نماز را كوتاه كنید )

    در روایات اثبات شده است كه «لیس جناح» در اینجا به معنی واجب بودن است همانگونه كه در مورد سعی صفا ومروه همین تعبیر در قران آمده و این آیه را در كنار آیه مربوط به طواف خانه خدا قرار داده اند كه مشخص می شود این لا جناح علیه ان یطوف بهما به معنای عدم وجوب نیست

    درباره حكمت و فلسفه شكسته شدن نماز مسافر، در كتاب علل الشرایع و عیون اخبار الرضا، از امام رضا ـ علیه السلام ـ چنین نقل شده است:

    نماز در سفر، شكسته شده است؛ زیرا نماز در ابتدا 10 ركعت بود كه 7 ركعت، بعدها به آن افزوده شد؛ ولی خدای متعال در سفر تخفیف داده و آن زیادی را نخواسته است؛ به سبب اینكه برای مسافر در سفر ممكن است بجا آوردنش سخت شود؛ زیرا مسافر در سفر مشغول به امور اقامت و معیشت و مانند آن است؛ و این تخفیف خداوند از باب رحمت و لطف اوست ... تنها نماز مغرب است كه شكسته نمی شود؛ زیرا نماز مغرب نمازی است كه در اصل و در ابتدا یك بار شكسته شده و به 3 ركعت تبدیل گردیده. بنابراین دیگر نباید شكسته شود (1)

    پی نوشت

    1وسائل الشیعه، ج 8، ص 520، ح 11337؛ من لا یحضره الفقیه، ج 2، ح 1318؛ علل الشرایع، ص 323.

    پاسخ اول: از امام رضا ـ علیه السلام ـ روایت شده است:

    همانا مردم به قرائت قرآن در نماز امر شده اند تا قرآن مهجور و ضایع نگردد و نیز به سبب اینكه قرآن محفوظ باشد و از بین نرود و فراموش نشود؛ و همانا واجب شده كه سوره حمد خوانده شود نه سوره های دیگر؛ زیرا هیچ سوره ای نیست كه مانند سوره حمد، جامع تمام خیرات و حكمتها باشد (1)

    پاسخ دوم: در روایتی از امام صادق ـ علیه السلام ـ نقل شده است: اسم اعظم خداوند در سوره فاتحة الكتاب پراكنده شده است (2)

    پاسخ سوم: در روایتی از امام صادق ـ علیه السلام ـ نقل شده است: هر نمازی كه در آن فاتحة الكتاب خوانده نشود ناقص است. (3)

    نتیجه: سوره حمد، به سبب ویژگیهای منحصر به فردی كه دارد، بر دیگر سوره ها مقدم است و بر آنها برتری دارد. از این رو در نماز، سوره حمد را می خوانیم.

    پی نوشت

    1 وسائل الشیعه، ج 6، ص 38، ح 7282.

    2همان، ح 7284.

    3 همان، ح 7285.

    این مطلب مربوط به آیه 55 و 56 سوره مائده است:

    «إِنَّما وَلِیُّكُمُ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ وَ الَّذِینَ آمَنُوا الَّذِینَ یُقِیمُونَ الصَّلاةَ وَ یُؤْتُونَ الزَّكاةَ وَ هُمْ راكِعُونَ، وَ مَنْ

    یَتَوَلَّ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ وَ الَّذِینَ آمَنُوا فَإِنَّ حِزْبَ اللَّهِ هُمُ الْغالِبُونَ»

    سرپرست شما تنها خداست و پیامبر او و آنان كه ایمان آورده اند؛ همانان كه نماز را برپا می دارند و در حال ركوع، زكات می دهند. و كسانی كه ولایت خدا و پیامبر و افراد با ایمان را بپذیرند (پیروزند؛ زیرا) حزب خدا پیروز است.

    پاسخ اول: امام علی ـ علیه السلام ـ در نماز، از خود بیگانه می شدند نه از خدا، و زكات دادن در هنگام ركوع، توجه به خویشتن نیست، بلكه عین توجه به خداست؛ به عبارت دیگر عمل حضرت، در واقع، انجام دادن عبادت در ضمن عبادت است نه انجام دادن یك عمل مباح در ضمن عبادت؛ و به عبارت روشن تر آنچه با حضور قلب منافات دارد، توجه به مسائل مربوط به زندگی مادی و شخصی است، اما توجه به آنچه در مسیر رضای خداست، توجه به مسائل اخروی است كه با روح عبادت و حضور قلب كاملاً سازگار است و آن را تأكید می كند. ذكر این نكته نیز لازم است كه معنای غرق شدن در توجه به خدا این نیست كه انسان، بی اختیار احساس خود را از دست بدهد؛ بلكه به معنای این است كه با اراده خویش توجه خود را از آنچه در راه خدا و برای خدا نیست باز دارد.(1)

    هیچ گونه مناجات و راز و نیازی غیر از نماز، فواید و آثار نماز را نخواهد داشت و صرف پاكی دل نیز ـ به فرض اینكه بدون نماز بتوان به آن رسید ـ برای انسان فایده ای نخواهد داشت.

    پاسخ دوم: زكات دادن موجب كمال است و حضرت در این عمل، میان عبادت روحی و بدنی با عبادت مالی یعنی انفاق جمع كرده است. آن التفاتی كه مانع حضور قلب می شود توجه به امور دنیوی است وگرنه توجه به عمل خیر، عبادت در عبادت است و موجب كمال می باشد؛ مثلاً اگر انسان در نماز برای از دست دادن عزیزی گریه كند، نمازش باطل است، ولی اگر در حال نماز، برای شوق و اشتیاق به حق و یا خوف از خدا گریه كند، موجب كمال و فضیلت است.(2)

    پی نوشت

    1تفسیر نمونه، ج 4، ص 428.

    2شبهای پیشاور، ص 453.

    این مطلب مربوط به آیه 55 و 56 سوره مائده است:

    «إِنَّما وَلِیُّكُمُ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ وَ الَّذِینَ آمَنُوا الَّذِینَ یُقِیمُونَ الصَّلاةَ وَ یُؤْتُونَ الزَّكاةَ وَ هُمْ راكِعُونَ، وَ مَنْ

    یَتَوَلَّ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ وَ الَّذِینَ آمَنُوا فَإِنَّ حِزْبَ اللَّهِ هُمُ الْغالِبُونَ»

    سرپرست شما تنها خداست و پیامبر او و آنان كه ایمان آورده اند؛ همانان كه نماز را برپا می دارند و در حال ركوع، زكات می دهند. و كسانی كه ولایت خدا و پیامبر و افراد با ایمان را بپذیرند (پیروزند؛ زیرا) حزب خدا پیروز است.

    پاسخ اول: امام علی ـ علیه السلام ـ در نماز، از خود بیگانه می شدند نه از خدا، و زكات دادن در هنگام ركوع، توجه به خویشتن نیست، بلكه عین توجه به خداست؛ به عبارت دیگر عمل حضرت، در واقع، انجام دادن عبادت در ضمن عبادت است نه انجام دادن یك عمل مباح در ضمن عبادت؛ و به عبارت روشن تر آنچه با حضور قلب منافات دارد، توجه به مسائل مربوط به زندگی مادی و شخصی است، اما توجه به آنچه در مسیر رضای خداست، توجه به مسائل اخروی است كه با روح عبادت و حضور قلب كاملاً سازگار است و آن را تأكید می كند. ذكر این نكته نیز لازم است كه معنای غرق شدن در توجه به خدا این نیست كه انسان، بی اختیار احساس خود را از دست بدهد؛ بلكه به معنای این است كه با اراده خویش توجه خود را از آنچه در راه خدا و برای خدا نیست باز دارد.(1)

    هیچ گونه مناجات و راز و نیازی غیر از نماز، فواید و آثار نماز را نخواهد داشت و صرف پاكی دل نیز ـ به فرض اینكه بدون نماز بتوان به آن رسید ـ برای انسان فایده ای نخواهد داشت.

    پاسخ دوم: زكات دادن موجب كمال است و حضرت در این عمل، میان عبادت روحی و بدنی با عبادت مالی یعنی انفاق جمع كرده است. آن التفاتی كه مانع حضور قلب می شود توجه به امور دنیوی است وگرنه توجه به عمل خیر، عبادت در عبادت است و موجب كمال می باشد؛ مثلاً اگر انسان در نماز برای از دست دادن عزیزی گریه كند، نمازش باطل است، ولی اگر در حال نماز، برای شوق و اشتیاق به حق و یا خوف از خدا گریه كند، موجب كمال و فضیلت است.(2)

    پی نوشت

    1تفسیر نمونه، ج 4، ص 428.

    2شبهای پیشاور، ص 453.

    از این پرسش، چند پاسخ داده شده است:

    پاسخ نخست:

    از امام حسن ـ علیه السلام ـ روایت شده است كه فرمود:

    عده ای از یهود نزد پیامبر اكرم ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ آمدند و داناترین آنها درباره مسائلی از آن حضرت پرسش كرد؛ یكی از پرسشها این بود كه گفت: "بفرمایید تا بدانم به چه دلیل خداوند عز و جل، این نمازهای پنج گانه را در طول شبانه روز در پنج نوبت بر امت تو مقرر فرمود؟" پیامبر اكرم ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ فرمود: "خورشید را در هنگام زوال، حلقه ای است كه به آن داخل می شود(1) و در این هنگام، هر چه در میان عرش (آسمان) و زمین است به تسبیح و تحمید پروردگارم ـ جل جلاله ـ زبان می گشاید و این همان ساعتی است كه پروردگارم ـ جل جلاله ـ صلوات و رحمت و بركات خود را بر من نازل می فرماید و در این موقع بر من و امتم نماز ظهر را واجب كرده و فرموده است: "أقم الصلوة لدلوك الشمس الی غَسق اللیل"(2) و این ساعتی است كه در روز قیامت جهنم را در صحرای محشر می آورند. پس هیچ مؤمنی نیست كه آن ساعت به نماز ایستاده باشد مگر آنكه خداوند بدنش را بر آتش حرام سازد؛ اما نماز عصر، همان ساعتی است كه حضرت آدم ـ علیه السلام ـ در آن وقت از شجره ممنوعه تناول كرد و خداوند عز و جل او را از بهشت بیرون راند. پس خداوند فرزندان و ذریه او را به خواندن این نماز (عصر) تا روز قیامت امر و آن را برای امت من اختیار فرمود و این نماز از محبوب ترین نمازها نزد خداوند است و مرا به محافظت آن از میان نمازها سفارش فرموده است؛ نماز مغرب همان ساعتی است كه خداوند ـ عز و جل ـ بر آدم ـ علیه السلام ـ بخشود و توبه او را در آن موقع قبول كرد ... و این سه ركعت نماز را بر امت من واجب فرمود و این ساعتی است كه دعا در آن مستجاب می شود و پروردگارم به من وعده فرمود كه هر كس در آن موقع در پیشگاهش دعا كند دعایش را مستجاب فرماید. همین طور نماز عشاء یا نماز خفتن؛ همانا قبر را تاریكی و سیاهی عظیمی است و روز قیامت را نیز تاریكی هولناكی است، پس پروردگارم ـ عز و جل ـ به من و امتم امر فرموده كه این نماز (عشاء) را بجا آوریم تا روشنی بخش قبرهایمان باشد و نیز برای اینكه به من و امتم نوری در گذشتن از صراط كرامت فرماید و هیچ قدمی نیست كه در راه رفتن برای نماز عشاء برداشته شود مگر اینكه خداوند عز و جل آن بدن را بر آتش حرام سازد و این نمازی است كه خداوند تعالی برای پیامبران مرسل پیش از من اختیار فرمود. اما نماز صبح؛ وقتی خورشید از میان دو شاخ (یا فرق سر) شیطان طلوع می كند، پروردگارم مرا امر فرموده كه قبل از طلوع خورشید، نماز صبح را بجای آورم و پیش از آن كه كافران آفتاب را سجده آورند امت من خداوند عز و جل را سجده كنند (3)

    پاسخ دوم:

    امام صادق ـ علیه السلام ـ فرمود:

    هنگامی كه آدم ـ علیه السلام ـ از بهشت رانده شد و به زمین هبوط كرد لكه سیاهی در صورت او پیدا شد و از سر تا پای او را فرا گرفت؛ آن حضرت به سبب این لكه سیاه كه بر تمامی اندامش پدید آمده بود بسیار اندوهگین و گریان شد، پس جبرئیل نزد آن حضرت آمد و به او گفت: ای آدم چه چیز تو را چنین به گریه انداخته است؟ جواب داد: از این سیاهی كه در بدنم پیدا شده گریانم. جبرئیل گفت: ای آدم برخیز و نماز كن كه این، وقتِ نماز نخستین است. پس آدم برخاست و نماز گزارد، آن سیاهی تا گردن او رسید (از صورت او تا گردنش از سیاهی پاك شد) بار دیگر جبرئیل در نوبت نماز دوم نزد آدم آمد و به او گفت: ای آدم برخیز و نماز بخوان كه این، زمانِ نماز دوم است، آدم برخاست و نماز گزارد و آن سیاهی تا ناف او پایین آمد، باز جبرئیل در وقت نماز سوم نزد او آمد و گفت: ای آدم برخیز و نماز بخوان كه این، هنگام نماز سوم است. آدم برخاست و نماز گزارد و آن سیاهی به زانوهای او رسید. بار دیگر جبرئیل در وقت نماز چهارم آمد. آدم برخاست و نماز خواند و همچنین وقت نماز پنجم باز آمد و گفت: وقت نماز پنجم شد. آدم نماز خواند و به كلی از آن سیاهی كه سراپایش را فراگرفته بود بیرون آمد. پس حمد و ثنای خداوند متعال را به جای آورد. در این هنگام جبرئیل به آدم گفت: ای آدم! حال فرزندان تو در مورد این نمازها همانند وضع تو می باشد؛ هر كس از فرزندان تو كه در هر شبانه روز پنج نوبت نماز مقرر را بخواند از گناهان خارج می شود آنچنان كه تو از این لكه سیاه بیرون آمدی. (4)

    پاسخ سوم

    از حضرت امام رضا ـ علیه السلام ـ روایت است كه به فضل بن شاذان فرمود:

    چنانچه كسی بپرسد كه، چرا نماز در این اوقات (اوقات معین و مخصوص) بدون تقدم و تأخر واجب شده است، جواب این است كه این اوقات برای همه مردم روی زمین معلوم و واضح است و عالِم و جاهل آن را به چهار وقت می شناسند: غروب آفتاب خود آشكار و معلوم است كه در آن، نماز مغرب واجب شده است و فرو رفتن سرخی آفتاب (شفق) پس از غروب خورشید معلوم و مشهور است كه آن وقت نماز عشاء است؛ و همچنین طلوع فجر روشن و آشكار است و آن، وقت نماز صبح است و زوال شمس نیز آشكار و معلوم است و در آن ظهر واجب می شود و برای عصر وقت مخصوص و معینی مانند نمازهای دیگر است و وقت آن پس از انجام ظهر است. و علت دیگر، اینكه خداوند دوست داشته كه بندگانش قبل از هر كاری، ابتدا طاعت خداوند را انجام دهند؛ پس ایشان را در اول طلوع روز، امر كرده است كه به عبادتش بپردازند و سپس در پی كار و روزی خویش روند و امر دنیای خود را اداره كنند، پس در این وقت نماز صبح را بر ایشان واجب كرد و چون نیم روز شود از كار دست كشند و آن وقتی است كه مردم به جای خود بازگردند و لباس از تن به در آرند و بیاسایند و به خوردن مشغول شوند و استراحت كنند و در چنین هنگامی خداوند آنان را امر فرموده كه ابتدا به ذكر و عبادت او بپردازند، از این رو ظهر را بر ایشان واجب كرده است تا به آن آغاز نمایند و سپس به كارهای دیگر بپردازند و چون امور شخصی را انجام دادند و خواستند پی كار و كسب خود روند باز دستور نماز عصر را داده كه آن را انجام دهند، و سپس به كاری كه در نظر دارند رهسپار گشته و به اصلاح آن امر دنیایی خود پردازند، و چون شب شد، لباس از تن بیفكنند و به جایگاه و منزل بازگردند، پیش از هر كار باید به عبادت و ذكر پروردگارشان ابتدا كنند و بعد به امور دیگر بپردازند، از این رو نماز مغرب را بر ایشان واجب فرمود، و چون وقت استراحت و خواب آید و از كوشش فراغت یافتند خداوند دوست داشته است كه در آغاز به عبادت و طاعت او پردازند، سپس در پی اموری كه می خواهند انجام دهند روند و آنچنان باشند كه ابتدا كرده باشند در هر فصلی از ساعات شبانه روز به طاعت و پرستش او، و از این جهت در این وقت نماز عشاء را واجب كرد. پس چون این دستور را به كار بندند او را فراموش نخواهند كرد و از او غافل نخواهند شد و در این صورت دلهایشان سخت نگردد و رغبتشان نكاهد و اگر كسی بگوید: وقتی معین برای عصر نیست، مانند اوقات نمازهای دیگر، چرا آن را بین ظهر و مغرب قرار داد و میان عشاء و صبح، یا میان صبح و ظهر قرار نداد؟ جواب این است: برای آن كه هیچ وقتی برای مردم از ضعفاء و از كار بر كناران و اقویا و كارگزاران آسان تر و راحت تر و مناسب تر برای نماز عصر از این وقت معین نیست، زیرا مردم همگی از اول روز به تجارت و معامله و آمد و رفت و كار و كوشش در رفع حوائج خود، و فعالیت در بازارهای كسب مشغول اند، پس خداوند نخواست كه آنان را از به دست آوردن روزی به كار دیگر مشغول كند ... نیز مردم همگی قادر به شب خیزی نیستند و آن را درست هم درك نمی كنند و وقت آن در نیمه های شب اگر باشد، بیدار نمی شوند، هر چند واجب باشد و امكانش هم برای ایشان بسیار كم است، پس خداوند بر آنان آسان گرفت و نماز عصر را در سخت ترین ساعات شبانه روز مقرر نفرمود؛ بلكه وقت آن را در راحت ترین هنگام قرار داد، چنان كه خداوند ـ عز و جل ـ خود فرموده است: یرید اللّه بكم الیُسر و لا یریدُ بكم العُسر (5)

    پاسخ چهارم:

    از امام رضا ـ علیه السلام ـ نقل شده است كه فرمود:

    افضل اوقات سه وقت است: هنگام زوال خورشید (ظهر) و پس از آن مغرب، و هنگام سحر؛ پس خداوند دوست داشت كه برای قرب به او در این اوقات سه گانه نماز به جای آورده شود (6)

     پی نوشت

    1 ظاهراً منظور از حلقه، همان خط یا دائره فرضی نصف النهار است و اگر چنین باشد زوال شمس نسبت به شهرها و بلاد مختلف كه طول جغرافیایی آنها روی كره زمین اختلاف دارد متفاوت است. از این رو زوال به وقت معین ـ چنان كه از ظاهر عبارت استفاده می شود ـ اختصاص ندارد و با توجه به همین اختلاف است كه اوقات نماز در بلاد مختلف با هم تفاوت دارد.

    2 یعنی نماز را از وقت زوال خورشید تا نیمه شب بپادار.

    3 من لایحضره الفقیه، كتاب الصلاة، ص 317 ـ 320.

    4همان، ص 320 الی 321.

    5 عیون اخبار الرضا ـ علیه السلام ـ ، ج 2، ص 230 ـ 277.

    6همان، ص 231.


    پاسخ اول: در كتاب علل الشرایع و عیون اخبار الرضا از امام رضا ـ علیه السلام ـ نقل شده است كه حضرت در آن، فلسفه وضو را چهار امر دانسته است:

    1ـ «لأن یكون العبدُ طاهراً اذا قام بین یدی الجبّار عند مناجاته.» «پاك بودن بنده هنگام ایستادن در مقابل خدا.»

    2ـ «نقیّاً من الأدناس و النجاسة.» «پاكیزه شدن از آلودگیها و نجاسات.»

    3ـ «مع مافیه من ذهاب الكسل و طرد النعاس.»؛ «در وضو، از بین رفتن كسالت و جلوگیری از حالت خواب آلودگی است.»؛

    4ـ «و تزكیة الفؤاد للقیام بین یدی الجبار.»؛ و پاك كردن قلب برای حضور در محضر خدای جبّار (1)

    پاسخ دوم: خدا به وضو امر كرده است؛ زیرا اعضاء وضو، مباشرت با امور دنیایی دارد و بر اثر مباشرت، كدورتهای دنیوی به خود می گیرند؛ پس لازم است وقتی انسان به امر اخروی ای مثل نماز رو می آورد آن كدورتها را پاك كند. اما امر به شستن «صورت» شده، زیرا اكثر حواس ظاهر كه امور دنیایی با آنها انجام می شود، در «صورت» است (چشم ـ دهان ...) و امر به شستن «دستها شده؛ زیرا انسان در اكثر احوال، با این دو، به امور دنیایی مشغول می شود و امر به مسحِ «سر» شده؛ زیرا در آن، قوه مفكره ای است كه با آن، قصد امور دنیوی می شود و در نهایت امر به مسح پاها شده؛ زیرا انسان با آنها در پی امور دنیوی می رود.(2)

    پاسخ سوم: رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ در روایتی مفصل فرمود:

    شستن صورت در وضو؛ یعنی خدایا هر گناهی كه با این صورت انجام دادم آن را شست و شو می كنم كه با صورت پاك به جانب تو عبادت كنم و پیشانی پاك بر خاك بگذارم. شستن دستها در وضو؛ یعنی خدایا از گناه، دست شستم و گناهانی را كه با دستم مرتكب شده ام، دستم را از آنها تطهیر می كنم. مسح سر در وضو؛ یعنی خدایا از هر خیال باطل و هوس خام كه در سر پرورانده ام سرم را تطهیر می كنم و آن خیالهای باطل را از سر برون می رانم. مسح پا؛ یعنی خدایا من از رفتن به مكانهای ناروا پا می كشم و این پا را از هر گناهی كه با آن انجام داده ام تطهیر می كنم.

    اگر كسی بخواهد نام مبارك حق تعالی را بر زبان جاری كند، باید دهان را تطهیر كند. مگر می شود با دهان ناشسته انسان، نام خدا را ببرد؟ باید دهان را با آب مضمضه كند و بشوید. این گوشه ای از اسرار وضو گرفتن است. اگر ما می بینیم كه از نماز و از عبادت لذت نمی بریم برای آن است كه به این اسرار آشنا نیستیم. آنها كه از عبادت لذت می برند چیزی را به این عبادت تبدیل و تعویض نمی كنند. (3)

    پاسخ چهارم: در روایتی از امام رضا ـ علیه السلام ـ نقل شده است:

    علت وضو، این است كه انسان در نماز، می خواهد با اعضای ظاهرش كه همان اعضای وضوست در مقابل خداوند بایستد و فرشتگان را ملاقات كند، پس شستن صورت برای سجده و خضوع در آن است؛ شستن دو دست به سبب آن است كه آنها را به درگاه خدا بالا می برد و پایین می آورد و با آن دو كف، رغبت و رهبت و تبتّل (حركت دست، كه نشانه خوف و امید و طلب و عبودیت است) انجام می دهد و مسح سر و روی دو پا برای این است كه ظاهر و آشكار و برهنه است و در جمیع حالات نماز، با این سه استقبال كند و رو به حق بایستد. (4)

    پاسخ پنجم: در روایتی نقل شده كه یكی از یهودیان از پیامبر اكرم ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ سؤال كرد به چه دلیل در وضو باید این چهار عضو را شست و حال اینكه این مواضع، تمیزترین اعضای بدن است؟ حضرت فرمود:

    وقتی شیطان حضرت آدم را وسوسه كرد، حضرت آدم به آن درخت نزدیك شد و به آن نگاه كرد، و با این كار آبرویش رفت، سپس ایستاد و به طرف آن درخت رفت و این اولین خطای او بود؛ سپس با دست از میوه آن درخت خورد كه با این كار لباسهایش از بدنش افتاد، پس دستش را بالای سرش گذاشت و گریست و آنگاه توبه كرد، از این رو خداوند بر او و نسل او واجب كرد كه این چهار عضو را تطهیر كنند. (5)


    پاسخ اول: در غسل به شستن تمام بدن امر شده است؛ زیرا پست ترین حالات انسان و شدیدترین حالتِ تعلق دنیویِ انسان، حالت جماع كردن است و از آنجا كه بر تمام قسمتهای بدن، جنابت پخش می شود، لازم است برای پاك شدن از این جنابتِ فراگیر، همه بدن شسته شود؛ از این رو پیامبر اكرم ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ فرمود: «ان تحت كل شعرة جنابة.»؛ همانا زیر هر مویی جنابتی است. (6)

    پاسخ دوم: در روایتی از امام رضا ـ علیه السلام ـ نقل شده است:

    علت غسل جنابت، پاكیزگی و نظافت، و پاك كردن انسان خود را از منی و تطهیر كردن سایر قسمتهای بدن است؛ زیرا جنابت از تمام اعضا خارج می شود، پس تطهیر تمام بدن بر او واجب شده است.(7)

    معنای غرق شدن در توجه به خدا این نیست كه انسان، بی اختیار احساس خود را از دست بدهد؛ بلكه به معنای این است كه با اراده خویش توجه خود را از آنچه در راه خدا و برای خدا نیست بازدارد.

    علت غسل عیدین و جمعه و دیگر غسلها آن است كه انسان با آنها، پروردگار خود را تعظیم كرده بزرگ می دارد و نیز به سبب آنها متوجه به خداوند كریم و بزرگوار خود می شود و از خداوند درخواست آمرزش می كند و نیز به سبب اینكه روز عید برای مردم شناخته شده، خداوند غسل این روزها را بزرگداشت و تفضیل آنها بر دیگر روزها قرار داد و علت غسل جمعه، طهارت و پاكی بنده تا جمعه دیگر است.

    علت غسل میت این است كه میت را غسل دهند تا از آلودگیها و امراضی كه داشته، پاك شود؛ زیرا میت با فرشتگان ملاقات می كند و با اهل آخرت همنشین می گردد. پس چه نیكوست وقتی بر خدا وارد می شود و پاكان را ملاقات می كند، با طهارت و نظیف باشد تا مورد درخواست رحمت و شفاعت واقع شود. و دیگر اینكه، برای پاك شدن از آن منی ای كه از آن آفریده شده، و در هنگام مرگ از بدن او خارج می شود و جنب می گردد، غسل لازم است.

    علت غسل مس میت، طاهر شدن شخص است از چرك و پلیدیهایی كه به جهت مس كردن میت به او رسیده؛ زیرا شخصی كه از دنیا رفته، روحش از او مفارقت كرده و بیشتر میكربها در پیكر او باقی می ماند، پس باید پس از تماس با او، تطهیر انجام شود.(8)

    پاسخ سوم: علت اینكه در جنابت باید همه بدن را شست این است كه «حالت جنابت یك حالت موضعی نیست؛ چرا كه اثر آن در تمام بدن بروز می كند و همه سلولهای بدن در این وضعیت سست می شوند و این نشانه تأثیر فراگیر آن بر تمام بدن است. براساس تحقیقات دانشمندان دو رشته اعصاب نباتی به نام سمپاتیك و پاراسمپاتیك در سراسر بدن گسترده شده اند؛ وظیفه اعصاب «سمپاتیك»، تند كردن و پاراسمپاتیك، كند كردن فعالیتهای بدن است. از تعادل فعالیتهای این دو رشته عصبی، بدن به صورت یكنواخت كار می كند. گاهی فعالیتهایی در بدن رخ می دهد كه این تعادل را به هم می زند، از جمله این فعالیتها، لذت جسمی است كه تعادل طبیعی و سلسله اعصاب را مختل می كند و در این صورت یكی از اقداماتی كه می تواند اعصاب سمپاتیك را به كار وادارد و تعادل را برقرار سازد، تماس آب با بدن است. از این رو شارع، حكم فرموده است كه در حین جنابت همه اعضای بدن، با دستور ویژه شسته شود و در پرتو اثر حیاتی آب، تعادل كامل بین سلسله اعصاب ایجاد گردد.(9)

    1 وسائل الشیعه، ج 1، ص 368، باب اول.

    2 اسرار الصلوة، شهید ثانی، ص 59؛ اسرار الحكم، ملاهادی سبزواری، ص 476.

    3 اسرار عبادات، جوادی آملی، ص 20.

    4 عیون اخبار الرضا، ج 2، ص 172، باب 33، ح 1.

    5 من لا یحضره الفقیه، ج 1، ص 34، ح 127؛ وسائل الشیعه، ج 1، ح 1035.

    6اسرار الصلوة، شهید ثانی، ص 61؛ من لا یحضره الفقیه، ج 1، ص 43، ح 170.

    7 من لا یحضره الفقیه، ج 1، ص 43، ح 171.

    8 عیون اخبار الرضا، ج 2، ص 171، باب 33، ح 1.

    9مجله قرآنی بشارت، شماره 20، ص 53.


    پاسخ اول: از آنجا كه علت واجب شدن نماز آیات اموری است كه شباهت زیادی به وقایع زمان قیامت دارد، نماز آیات واجب شده است تا عاملی باشد برای اینكه انسان به یاد خدا و قیامت و وضعیت هولناك آن بیفتد و در نتیجه متذكر مرگ شده، به تقوا و عمل صالح بپردازد.(1)

    پاسخ دوم: در حدیثی از امام صادق ـ علیه السلام ـ چنین آمده است: وقتی خداوند، اراده ترساندن و عذاب بندگانش را بكند خسوف و كسوف را ایجاد می كند. پس وقتی آن را دیدید به درگاه خداوند تضرع كنید و نماز بخوانید (تا از عذاب در امان باشی). (2)

    پاسخ سوم: در وسائل الشیعه آمده است: برای كسوف نمازی قرار داده شده؛ زیرا كسوف از نشانه ها و آیات خداوند است، ولی معلوم نیست كه آیا برای رحمت نازل شده یا برای دفع عذاب ... پیامبر ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ دوست می داشت كه امت او در هنگام كسوف به درگاه خداوندِ خالق و راحم، تضرع كنند تا خداوند شر و ضرر كسوف را از آنها دفع كند؛ چنان كه وقتی قوم یونس در هنگام كسوف به درگاه خداوند تضرع كردند خداوند عذاب را از آنها برداشت (3)

    1اسرار الصلوة، شهید ثانی، ص 208.

    2المقنعة، شیخ مفید، ص 208.

    3وسائل الشیعه، ج 7، ص 483.

    چرا نماز بر روح برخی از افراد تأثیری ندارد؟ 1390-1-21
     


    پاسخ اول:

    این مطلب كه نماز باید آدمی را از ارتكاب فحشاء و منكرات باز دارد، حقیقتی است كه هیچ راه گریزی از آن وجود ندارد؛ زیرا قرآن به صراحت این خاصیت را برای نماز اثبات می كند، پس نمازی كه این خاصیت در آن نباشد و تنها صورت نماز در آن یافت شود لامحاله آن نماز، از نفاق خالص نشأت گرفته و نفاق هم كه بدون شك سبب دوری انسان از خدا می شود. اگر نماز، از جمیع جهات فاقد روح بود این نماز، در بازداشتن انسان از فحشاء و منكرات هم هیچ اثری نخواهد داشت، نه جزئی و نه كلی؛ ولی اگر بعض از مراتب روح را با خود داشت، لا محاله به همان اندازه اثر خواهد داشت. نتیجه این كه نمازی كه از جمیع وجوه فاقد روح و از جمیع جهات بدون حضور قلب باشد، این نماز ثمره ای جز دوری بنده از خدا نخواهد داشت. و این نماز، نماز كسی است كه برای ریا و یا از روی استهزاء و مسخره نماز بخواند؛ اما نمازی كه حتی یك دهم و یا بیشتر آن با حضور قلب [و برای خدا] انجام گیرد، به همان اندازه مورد قبول واقع می شود و به همان اندازه فرد را از گناه باز می دارد (1)

    پاسخ دوم:

    اینكه در قرآن كریم آمده است نماز انسان را از فحشا و منكر باز می دارد، با توجه به دو نكته باید در نظر گرفته شود: اولاً مراد، بازداری طبیعت نماز از فحشاء و منكرات است؛ یعنی نمازی كه اقامه شود و چنان كه حق آن است خوانده شود، از روی طبع چنین اثر و اقتضایی دارد [البته اگر موانعی در كار نباشد]؛ ثانیاً: نماز، علت تامه ای برای بازداری از گناه نیست، بلكه از مهم ترین عوامل بازدارنده آن می باشد. نماز صفتی در روح انسان ایجاد می كند كه به مثابه یك پلیس درونی است و صاحبش را از منكرات منع می كند و در نتیجه روحش را از ناپاكی گناهان و آلودگیهای ناشی از آنها دور نگه می دارد. هدف از تشریع نماز، رساندن نمازگزاران به آن صفت بازدارندگی از گناه است. پس نمازی كه نتواند ملكه تقوا را در انسان ایجاد یا تقویت كند، مسلماً تأثیر لازم را در بازداری از گناهان نخواهد داشت. وانگهی مسلمانی كه نماز می خواند و در عین حال برخی گناهان را نیز مرتكب می شود، اگر نماز نخواند، گناهان بیشتری را مرتكب خواهد شد. اثر بخشی نماز به اندازه اقتضای آن است و علت تامه برای منع از معصیت نیست به گونه ای كه اگر كسی نماز خواند دیگر نتواند گناه كند؛ بلكه ممكن است موانعی اثر نماز را خنثی كند؛ و اگر مانعی جلوی تأثیر آن را نگیرد، مسلماً فایده خواهد بخشید. (2)

    پاسخ سوم:

    ممكن نیست كسی نماز بخواند و هیچ گونه اثری در او نبخشد؛ هر چند نمازش صوری و آن فرد آلوده به گناه باشد. البته این گونه نماز اثرش كم است. این افراد اگر همان نماز را نمی خواندند از این هم آلوده تر بودند. هر نمازی به همان اندازه كه از شرایط كمال و روح عبادت برخوردار باشد، نهی از فحشاء و منكر می كند؛ گاه نهی كلی و گاهی هم نهی جزئی و محدود. به عبارت روشن تر: نهی از فحشاء و منكر سلسله مراتب و درجات زیادی دارد و هر نمازی به نسبت رعایت شرایط دارای بعضی از این درجات است (3)

    پاسخ چهارم:

    شیخ طبرسی ـ قدس سره ـ در تفسیر خود می گوید:

    برخی گفته اند كه نماز، به منزله كسی است كه با سخن خود نهی از منكر می كند و می گوید: "فحشاء و منكر را انجام مده"؛ زیرا نماز مشتمل است بر تكبیر، تسبیح، تهلیل، قرائت، ایستادن در پیشگاه خداوند و دیگر اقسام و اصناف عبادت كه همگی به نیكی دعوت می كنند و از ضد نیكی، یعنی فحشاء و منكر بازدارندگی دارند (4)

    از كلام شیخ طبرسی ـ قدس سره ـ نتیجه می گیریم كه نماز، بر روح افراد تأثیر می گذارد ولی این تأثیر به گونه ای نیست كه از آنها سلب اختیار كند، چنان كه نتوانند گناه كنند.

    پاسخ پنجم:

    ابن مسعود از پیامبر اكرم ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ نقل كرده است كه:

    لا صلوة لمن لا یطع الصلوة و طاعة الصلوة أن تنهی عن الفحشاء و المنكر

    نماز نخوانده است كسی كه اطاعت نماز را نكند و اطاعت نماز، آن است كه فحشاء و منكر را انجام ندهد.

    مراد از این روایت این است كه نماز ناهی و بازدارنده از معاصی است؛ پس هر كس كه اقامه نماز كند ولی از انجام معاصی به كنار نباشد معلوم می شود نماز او به صفت و ویژگی ای كه حق تعالی آن را وصف كرده، نبوده است. ولی اگر بعد از آن توبه كرد و از معاصی كناره گرفت معلوم می شود نمازش در او اثر داشته است، ولی اثربخشی آن در این فرد، مدتی طول كشیده و زمان برده است.(5)

    پی نوشت

    1 اسرار الصلاة، میرزا جواد آقا ملكی تبریزی، ص 177 ـ 179. لازم به یادآوری است كه این مطلب از دیدگاه عرفانی صحیح است وگرنه هرگاه نماز با شرایطی كه در رساله های عملیه آمده، خوانده شود به لحاظ فقهی مجزی و كافی خواهد بود.

    2 نمازشناسی، حسن راشدی، ج 2، ص 155.

    3تفسیر نمونه، ج 16، ص 285.

    4 مجمع البیان، ج 8، ص 447.

    5تفسیر منهج الصادقین، ملا فتح الله كاشانی، ج 7، ص 163

     

اپلیکیشن موبایل
خوشحالیم که میتونم توی موبایل هم همراه شما باشم. تا الان تونستم نسخه اندروید و آیفون رو آماده کنم . دانلود کنید نصب کنید لذت ببرید …

 

 

 

منوی کاربری