تبلیغات
وبلاگ نماز - پرسش و پاسخ نماز 3
  •   
  •   
  •   
  •   

خبرنامه

  • با عضویت در خبرنامه می توانید جدیدترین مطالب وبلاگ را در ایمیل خود دریافت و مشاهده کنید

    بعد از درخواست اشتراک ایمیل خود را چک کرده و لینک فعال سازی را تائید نمایید

آخرین مطالب

لوگوی حمایتی ما

  • وبلاگ نماز
    وبلاگ نماز | کلیپ, احکام, آداب, احادیث, نرم افزار

    ,وبلاگ نماز , کلیپ, احادیث , دانلود کتاب , احکام نماز , آثارواسرار نماز,داستانهای نماز, شیوه‌های دعوت به نماز, گالری تصاویر, نرم افزار, آداب نماز, نماز اولیاء وابرار, پرسش و پاسخ نماز

    حمایت ما با قرار دادن کد لگو ما در سایت و وبلاگ خود


امکانات وبلاگ

سایت مراجع تقلید

  •  آیت الله سید علی خامنه ای (مد ظله العالی)
    اااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
     آیت الله جواد تبریزی (رحمة الله علیه)
    اااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
     آیت الله محمد تقی بهجت (رحمة الله علیه‌)
    اااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
     آیت الله نوری همدانی (مد ظله العالی‌)
    اااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
     آیت الله لطف الله صافی (مد ظله العالی‌)
    اااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
     آیت الله ناصر مکارم شیرازی (مد ظله العالی‌)
    اااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
     آیت الله فاضل لنکرانی (رحمة الله علیه)
    اااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
     آیت الله سید علی سیستانی (مد ظله العالی)
    اااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
     آیت الله سید علی خامنه ای (مد ظله العالی)
    اااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
     آیت الله جواد تبریزی (رحمة الله علیه)
    اااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
     آیت الله محمد تقی بهجت (رحمة الله علیه‌)
    اااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
     آیت الله نوری همدانی (مد ظله العالی‌)
    اااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
     آیت الله لطف الله صافی (مد ظله العالی‌)
    اااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
     آیت الله ناصر مکارم شیرازی (مد ظله العالی‌)
    اااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
     آیت الله فاضل لنکرانی (رحمة الله علیه)
    اااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
     آیت الله سید علی سیستانی (مد ظله العالی)
    اااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
     آیت الله سید علی خامنه ای (مد ظله العالی)
    اااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
     آیت الله جواد تبریزی (رحمة الله علیه)
    اااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
     آیت الله محمد تقی بهجت (رحمة الله علیه‌)
    اااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
     آیت الله نوری همدانی (مد ظله العالی‌)
    اااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
     آیت الله لطف الله صافی (مد ظله العالی‌)
    اااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
     آیت الله ناصر مکارم شیرازی (مد ظله العالی‌)
    اااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
     آیت الله فاضل لنکرانی (رحمة الله علیه)
    اااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
     آیت الله سید علی سیستانی (مد ظله العالی)

  • پرسش وپاسخ نماز 3

     مؤمن هم در این دنیا و هم در آن دنیا، خوشبخت است؛ ولى خوشبختى به این نیست كه فرد الزاماً زندگى مرفهى داشته باشد! آیا همه كسانى كه زندگى مرفهى دارند، خوشبخت هم هستند؟ خیلى از كسانى كه زندگى مرفهى دارند، در آرزوى یك لحظه خوشى و آرامش هستند. در مسائل مادى، همیشه باید خود را با كسانى مقایسه كرد كه ضعیف ‏تراند؛ وگرنه چنانچه صاحب ثروت هنگفتى نیز بشود، به آرامش نخواهد رسید؛ چون طبیعت انسان به گونه‏اى است كه با زیاد داشتن قانع نمی ‏شود؛ بلكه حریص‏تر مى‏شود! آنچه كه انسان را قانع مِی ‏كند و باعث آرامش خاطر او می ‏شود، قناعت است.

    درباره نماز بهتر است یك لحظه بیاندیشیم كه براى چه باید نماز بخوانیم؟ آیا خداوند به نماز ما نیاز دارد (او كه غنى مطلق است؟) آیا براى ترس از عذاب و جهنم نماز بخوانیم؟ یا براى طمع به بهشت؟ و یا این‏كه در این دنیا به مال و ثروت بیشترى دست یابیم و خداوند عوض نماز، مال و ثروتى به ما بدهد؟ یا این كه خداوند لایق این ستایش است؟ خداوندى كه خالق ما است، به ما توانایى بخشیده و عقل عنایت كرده است. آیا خداوند كه همه چیز را براى انسان خلق كرده و در اختیار او قرار داده، لایق ستایش نیست؟ خداوندى كه پیامبران را فرستاد تا راه سعادت را به انسان‏ها بیاموزد، قابل ستایش نیست؟! اگر ملاك به جا آوردن نماز، فقر و غناى مادى بود، تمام پیامبران و امامان بایستى از ثروتمندترین افراد می ‏بودند؛ درحالی‏كه اگر به قرآن و تاریخ مراجعه كنیم، خلاف این به دست مى‏آید. حضرت ایوب، چه درد و رنج‏هایى كشید؛ ولى دست از عبادت خداوند بر نداشت. پیامبر اكرم(ص) چه رنج‏هایى برد و چه گرسنگى‏هایى كشید؛ اما هیچ‏گاه از عبادت دورى نجست و... اگر قرار باشد كسى مشكلى نداشته باشد تا نماز بخواند، باید بیشتر مردم بلكه همه نماز نخوانند؛ چون هیچ انسان بدون مشكل و گرفتارى پیدا نمی ‏شود؟! اگر یكى مشكل وسایل خانه را دارد؛ دیگرى مشكل خود خانه را دارد! و اگر خانه و وسایل زندگى دارد، با مشكل دیگرى دست به گریبان است و... پس نماز را باید براى شكر خدا و شاكر بودن در برابر احسان او و نعمت وجود سلامتى، عقل و... خواند.



     آخرین مرحله نماز، سلام و درود فرستادن بر پیامبر اكرم(ص)، بندگان صالح و همه نمازگزاران است.

    «تكبیرة الاحرام» اجازه ورود به نماز و «سلام» اجازه خروج از آن است.

    در باره حكمت و فلسفه «سلام؟» می توان به موارد زیر اشاره كرد:

    1 - احساس یگانگى و همدلى مسلمانان

    نماز گزار وقتى در سلام نماز به همه مؤمنان و بندگان صالح و بر خودش سلام می دهد، احساس می ‏كند كه تنها نیست و یكى از آحاد امت بزرگ اسلام است و با مردان خدا، در هر جاى زمین، احساس همبستگى مى‏كند.

    2 - امان خواستن از خدا

    واژه سلام در میان دو معنا مشترك است: 1 - درود و تحیت و آرزوى سلامتى كامل براى مؤمنان، 2 - نام مقدس خداوند.

    طبق معناى نخست، مفهوم سلام‏هاى نماز روشن است؛ ولى بر اساس معناى دوم؛ اشاره و كنایه از این است كه نمازگزار به اذن پروردگار، سلامتى و امن از عذاب را براى مؤمنان تفأل مى‏زند.

    امام صادق(ع) می ‏فرماید: «معنى السلام فى دَبر كلّ صلاةٍ الامان( مصباح‏الشریعة، ص 90)؛ معناى سلام در آخر هر نمازى، امان است«؛ یعنى، اگر نماز را درحالی‏كه قلبش خاضع است به جاى آورد، از بلاهاى آخرت در امان خواهد بود»(اسرار نماز، ص 162.).

    3 - جلب رحمت الهى

    امام على(ع) می ‏فرماید: در معناى «السلام علیكم و رحمة الله و بركاته« از خدا ترحّم خواستن براى خود و همه بندگان است، كه این خود سبب ایمن شدن از عذاب قیامت است»(میزان‏الحكمه، ج 5، ص 395.).

    4 - یاد آورى نام الهى

    امام صادق(ع) فرموده است: «سلام، یكى از اسم‏هاى خدا است و اگر می ‏خواهى سلام نماز را به خوبى انجام داده و معنایش را ادا كنى، پس باید از خدا بترسى و دین، قلب و عقلت را سالم نگه دارى و آنها را به ظلمت گناه نیالایى»(آداب‏الصلاة، ص 399).

    5 - تلقین نیكی ‏ها و شایستگی ‏ها

    یكى از درس‏ها و ثمرات نماز این است كه هر نماز گزارى، در هر شبانه روز، پنج بار به خود تلقین می ‏كند كه: از بندگان نیكوكار و شایسته خداوند است «السلام علینا و على عباد الله الصالحین». كسى كه نماز مى‏خواند، اگر به معناى این جمله توجّه كند، وجدانش تحت تأثیر قرار می ‏گیرد و سعى می ‏كند با پیام آن تلقین، مخالفت نكند و اعمال خلاف مرتكب نشود و خود را هر چه بیشتر به نیكوكاران، نزدیك سازد(رموز نماز، ص 83. ).

    6 - ارتباط با فرشتگان

    سلام، نوعى ارتباط با فرشتگان و اظهار دوستى با آنان است. در بیان این مطلب، روایتى نقل شده است كه از امام صادق(ع) پرسیدند: چرا در وقت سلام، نماز گزار نخست رو به طرف راست بر می گرداند، نه به چپ؟ فرمود: ملكى كه كارهاى بد را می ‏نویسد، در طرف چپ است. و چون نماز همه‏اش خوب است و بدى در او نیست، به طرف راست سلام داده می ‏شود، نه طرف چپ».(علل‏الشرایع، ج 2، ص 359)

    7 - پیوند دوستى و محبت با دیگران

    سلام، خواستارى سلامتى، امنیت، خیر و بركت و سعادت است. نماز گزار با سلام دادن، نشان می ‏دهد كه دوست دار و خیرخواه همه خوبان و نیكوكاران است و همواره آرزوى سلامتى آنان را دارد. این مسأله باعث نزدیكى قلب‏ها به هم و مستحكم‏تر شدن دوستی ‏ها و برادری ‏ها است.


     علاوه بر آنچه در پاسخ به سؤال چهارم گفته آمد، مرحوم علامه طباطبایی نوشته است: مراد آیه از اینكه نماز، از فحشاء و منكر باز می دارد بازداریِ به نحو اقتضاست نه به نحو علیت تامه؛ یعنی طبیعت نماز این گونه است كه اگر مانعی در كار نباشد و مزاحمی پیش نیاید، اثرش، بازداری از فحشا و منكر است، نه اینكه این بازداری به نحو علیت تامه باشد، به این معنا كه هر كس نماز خواند دیگر نتواند گناه كند. از این رو سخن كسانی كه در پاسخ این شبهه گفته اند: نماز در بعضی افراد اثر دارد یا اثر نماز، تا وقتی است كه انسان در نماز است و مانند این حرفها، صحیح نیست؛ بلكه نماز، در همه و در همه احوال اثر دارد؛ اما به نحو اقتضا. خلاصه اینكه یاد خدا (نماز) و موانعی كه از آن اثر جلوگیری می كنند، مانند دو كفه ترازو هستند؛ هر وقت كفه یاد خدا سنگین شود، نمازگزار گناه نمی كند و هر جا كفه آن موانع سنگین شود، یاد خدا ضعیف شده، در نتیجه شخص مرتكب گناه می شود.(1)

    ممكن است علت اینكه بعضی نمازگزاران مرتكب گناه می شوند این باشد كه نمازی كه می خوانند از روی عادت است نه ترس از خدا؛ چون ترك عادت بسیار دشوار است، نماز را ترك نمی كند و معاصی را مرتكب می شود.(2) پس اگر نمازگزار، نمازش را نه از روی عادت، بلكه به سبب انجام وظیفه و با همراه شرایط و خصوصیات آن انجام دهد، او را در ترك معاصی بسیار كمك كرده و تدریجاً گناه را ترك خواهد كرد.

    با توجه به این كه خداوند متعال علیم و حكیم است، پس یكایك احكام، حكمت خاصى دارند، ولكن پى بردن به آن اسرار، براى ما هم، میسر نیست و هم، چندان مفید نیست چه این كه با علم محدود ما از نیازها، استعدادها و نیز راه رفع نیازهاى واقعى و شكوفا كردن استعدادها به نحو صحیح و بدون مخاطرات جسمى و روحى، مادى و معنوى، چگونه می ‏توان چنین ادعایى نمود.

    علاوه بر این كه اساس در این احكام، فراخوان بشر به تعبد و اظهار بندگى در مقابل حضرت پروردگار است. البته چه بسا ممكن است آگاهى به این اسرار و حكمت‏ها حداقل در بعضى افراد، موجب تقویت انگیزه آنها در پیروى از آن دستورات شود به همین جهت در صدد كنكاش از اسرار و حكمت‏هاى احكام می ‏كنند

    ب. وجود پوششى یك‏ پارچه براى تمام بدن و داشتن پوششى مخصوص براى نماز، توجه و حضور قلب انسان را بیشتر مى‏كند و از التفات ذهن به تجملات و چیزهاى رنگارنگ می ‏كاهد و ارزش نماز را صد چندان می كند.

    ج. داشتن پوشش كامل در پیشگاه خداوند، نوعى ادب و احترام به ساحت قدس ربوبى است. از این ‏رو براى مرد نیز در بر داشتن عبا و پوشاندن سر در نماز، مستحب است و همین ادب حضور در پیشگاه الهى زمینه ‎ساز حضور معنوى و بار یافتن به محضر حق مى‎شود.

    افزون بر آن، حكم پوشش در نماز، با حفظ حجاب در برابر نامحرم تفاوت‏هایى دارد و با آن قابل مقایسه نیست؛ مثلاً پوشاندن روى پا در برابر نامحرم واجب است؛ ولى در نماز - بدون حضور نامحرم - واجب نیست.

    جواب: پاسخ این سؤال طی مراحل زیر بیان می‏شود:

    1. خداوند خالق جنس مذكر و مؤنث است(1) و نسبت به خداوند جنسیت معنی ندارد و از طرفی، عالم محضر خداست و به نهان و آشكار مخلوقات آگاه و بیناست.(2) پس لزوم رعایت حجاب در نماز به خاطر نامحرم و یا مذكر بودن خداوند نیست.

    2. رعایت حجاب در نماز و غیر نماز، فقط بر زن‎ها واجب نیست، بلكه حفظ حجاب در محدوده معین بر مردان و زنان هر دو لازم است؛ مثلاً پوشانیدن عورت و بعضی قسمت‎های بدن از دید انسان‎های دیگر بر مردان و زنان واجب است. همچنین نماز خواندن با بدن برهنه در مردان و زنان هر دو موجب بطلان نماز است.

    بنابراین، رعایت حجاب برای انسان‎ها گاهی به خاطر وجود انسان‎های نامحرم است و گاهی به خاطر صحت عبادت است كه در بعضی موارد هر دو علّت با هم جمع می‏شوند، مثل نماز خواندن در حضور اشخاص نامحرم و گاهی فقط به خاطر صحت عبادت است، مثل نماز خواندن در اتاق در بسته و تنها . اختلاف بعضی شرائط این دو حالت، بهترین گواه بر مطلب است؛ مثلاً طهارت و مباح بودن لباس در نماز شرط است، اما در حفظ حجاب از نامحرم شرط نیست.

    3. اهداف، حكمت‎ها و فوائدی كه از رهگذر انجام دستورات الهی به انسان می‏رسد، متناسب با ساختار وجودی اوست كه مركب از بعد مادی و معنوی، یعنی جسم و روح است و دستورات الهی زمینه را برای سعادت دنیایی و اخروی آماده می‏ كند.

    پس اگر در موردی به منافع مادی یك عمل پی‏نبردیم، دلیل بر بی‏هدفی و ناقص بودن آن عمل نیست و از آنجا كه عقل و فهم آدمی مانند اصل وجودش محدود است، پس به فوائد و حكمتهایی كه خالق نامحدود وضع كرده، به طور كامل پی نخواهد برد، مگر اینكه معصومین علیهم‏السلام از زبان وحی خبر دهند.

    بنابراین، آنچه را كه ذیلاً به عنوان حكمت و فائده حجاب در حال نماز ذكر می‏كنیم، تنها گوشه‏ای از فوائد و حكمتهاست و اگر در موردی به حكمت و هدف دستوری پی نبردیم، بی‏نیاز از انجام آن نمی‏شویم، بلكه بعضی عبادات تعبدی محض‏اند؛ یعنی مأمور به انجام آن هستیم؛ چون خدای حكیم و علیم كه خواهان سعادت و كمال انسانهاست، امر فرموده؛ چنان كه اگر پزشك ماهر امر به خوردن دارویی كند، هر چند حكمت آن را ندانیم، انجام می‏دهیم.

    با توجه به نكات فوق، به ذكر چند فائده و حكمت برای حجاب در نماز بسنده می‏ كنیم:

    اول: انسان در حال عبادت در حضور خاص خداوند و در حال راز و نیاز است. در چنین حالی مناسب است بهترین لباس را بپوشد كه برای زن همان پوشش كامل است كه نشانه عفت و پاكدامنی او می‏باشد و بهترین حالات او را منعكس می‏كند و برای مرد هم علاوه بر اینكه پوشش عورت لازم است، مناسب است لباسهای خود (رداء و عباء) و عمامه را بپوشد.(3) سر وقت نماز خواندن، رو به قبله بودن، پوشش كافی و ... هر چند نسبت به خداوند فرقی نمی‏كند، اما نسبت به انسان و سیر مراحل تكامل و تربیتش خیلی مهم است و هدف تكلیف نیز همین است.

    دوم: نوع عبادات، در قالب و آداب ظاهری و شرائط خاصی عرضه شده كه هر كدام علاوه بر اهمیت و سازندگی ظاهرشان در شخصیت انسانی، باطن و اسراری هم دارند كه اهل دل به ویژه اولیاء الهی از این ظواهر عبور می‏كنند. امامان معصوم علیهم‏السلام در فرصتهای مناسب به اندازه استعداد و توان درك مخاطبین پرده از اسرار این شعائر و مناسك و عبادات برداشته‏اند.

    امام صادق علیه‏السلام فرمودند: «جامه برای مؤمنان نعمتی از جانب خداوند است كه مواضع شرمگاه بدن با آن پوشیده می‏شود ... و چون آن را می‏پوشی، تو را به خودپسندی و ریا و خودآرایی و فخر فروشی و بزرگ‏منشی وادار نكند ... پس چون جامه‏ات را پوشیدی، به یاد آن باش كه خدای تعالی گناهان تو را با رحمتش پوشانده، و لباس صدق و راستی را بر خود بپوش؛ همان‏گونه كه پیكر ظاهر خود را با جامه‏ات پوشاندی و باید باطنت در پوشش ترس و ظاهرت در پوشش اطاعت باشد! این نعمت خداوند كه لباس فرستاد تا عورت ظاهری‏ات پوشیده بماند، باید مایه عبرت تو شود تا با لباس توبه، عورتهای باطنی خود را بپوشانی و هیچ كس را به عیبش رسوا نكنی... .»(4)

    پی نوشت ها:

    1. یس / 36: «سُبْحانَ الَّذی خَلَقَ الْاَزْواجَ كُلَّها»؛ «منزه است كسی كه تمام زوجها را آفرید.»

    2. انعام / 103: «لَا تُدْرِكُهُ الْاَبْصَارُ وَ هُوَ یُدْرِكُ الْاَبْصَارَ وَ هُوَ اللَّطیفُ الْخَبیرُ»؛ «چشمها او را نمی‏بینند، ولی او همه چشمها را می‏بیند و او بخشنده و آگاه است.»

    3. پاسخ به پرسشهای مذهبی، آیة اللّه‏ سبحانی و آیة اللّه‏ مكارم شیرازی؛ مدرسه امام علی علیه‏السلام ، چاپ اول، ص 309.

    4. سر الصلوة، امام خمینی رحمه‏الله ، تصحیح احمد فهری، پیام آزادی، مرداد 1360، تهران، ص 83.

    جهت مطالعه بیشتر، ر. ك: زن در آینه جلال و جمال، جوادی آملی، ص 437؛ رسایل حجابیّه، رسول جعفریان، بخش حكمت و فوائد حجاب؛ حجاب، شهید مطهری، تمام كتاب؛ سر الصلوة، امام خمینی رحمه‏الله ، ص 80 به بعد. مجله حوزه مبلغان؛ پدیدآورنده: رحیم لطیفی،

     
    قرار دادن دست راست بر روی دست چپ در نماز (دست بسته نماز خواندن) از اموری است كه استحباب آن بین فقهای سه مذهب از مذاهب چهارگانة اهل سنّت مشهور است:

    حنفی‌ها می‌گویند: روی هم گذاشتن دست‌ها در نماز، سنّت است و واجب نیست، و برای مرد بهتر است كه كف دست راستش را بر پشت دست چپ، زیر ناف قرار دهد، و زن دست‌ها را بر سینه‌اش بگذارد.

    شافعی‌ها می‌گویند: گذاشتن دست روی یكدیگر، در نماز، برای مرد و زن سنّت است و بهتر است كه كف دست راست را بر پشت دست چپ زیر سینه و بالای ناف به سمت چپ قرار دهد.

    حنبلی‌ها می‌گویند: گذاشتن دست‌ها روی هم، سنّت است و بهتر است كه كف دست راست را بر پشت دست چپ نهاده، زیر ناف قرار دهند.

    فرقه مالكیّه بر خلاف سه مذهب فوق می‌گویند: آویختنِ دست‌ها در نمازهای واجب، مستحب است، قبل از مالكی‌ها نیز جماعتی همین قول را گفته‌اند كه از آن جمله‌اند: عبداللّه بن زبیر، سعید بن مسیّب، سعید بن جبیر، عطاء، ابن جریح، نخعی، حسن بصری، ابن سیرین و جماعتی از فقها.

    از امام اوزاعی منقول است كه نمازگزار، بین آویختن دست‌ها یا روی هم قرار دادن آنها مخیر است.1

    امّا مشهور بین شیعه امامیّه آن است كه قرار دادن دست‌ها روی یكدیگر در نماز، حرام، و موجب بطلان نماز است و به ندرت از فقهای شیعه كسی قائل به كراهت شده، مانند ابو الصلاح حلبی در كافی2

    كیفیت نماز پیامبر(ص)

    با این كه به جز مالكی‌ها، مذاهب دیگر اهل سنّت، قرار دادن دست چپ بر دست راست در نماز را جایز شمرده‌اند و دربارة این مسأله سخن بسیار گفته‌اند، با این حال دلیل قانع كننده‌ای حتّی بر جواز آن ندارند،چه رسد بر استحباب. بلكه می‌توان ادّعا كرد كه دلایلی بر خلاف ادعای آنان وجود دارد و روایاتی كه از فریقین (شیعه و سنّی) بیانگر طریقه نماز گزاردن رسول اكرم(ص) است، از گذاشتن دست‌ها بر یكدیگر سخنی به میان نیاورده است و امكان ندارد كه پیامبر (ص) امر مستحبّی را در طول حیات خود(یا بخشی از آن) ترك نماید. اكنون سه نمونه از این روایات، دو مورد از طریق اهل سنّت و دیگری از طریق شیعه امامیّه را ذكر می‌كنیم كه هر دو روایت، چگونگی نماز پیامبر(ص) را بیان می‌كند و در هیچ‌یك كو‌چكترین اشاره‌ای به روی هم قرار دادن دست نشده، چه رسد به چگونگی آن:

    الف: حدیث ابی حُمید ساعدی

    حدیث ابی حُمید ساعدی را برخی از محدّثان (سنّی) روایت كرده‌اند و ما از كتاب سنن بیهقی نقل می‌كنیم كه گفت: او رو به اصحاب پیامبر‌(ص) كرد و گفت: من داناترین شما به نماز رسول خدا (ص) هستم. گفتند: به چه سبب؟ زیرا تو نه بیش از ما پیرو آن حضرت بوده‌ای و نه افزونتر از ما مصاحبتش كرده‌ای. گفت: چرا، گفتند: پس (كیفیّت نماز آن حضرت را) بر ما عرضه كن. ابوحُمید گفت:

    رسول خدا(ص) هرگاه می‌خواست به نماز بایستد، دست‌ها را تا برابر شانه‌هایش بالا می‌بُرد، سپس تكبیر می‌گفت و هنگامی كه همه اعضایش به حال اعتدال در جای خود قرار می‌گرفت به قرائت می‌پرداخت، آنگاه تكبیر می‌گفت و دست‌ها را تا برابر شانه بالا می‌بُرد، پس از آن به ركوع می‌رفت و دو كف دست را بر زانوها می‌گذاشت و در حال اعتدال كه نه سرش را بالا می‌گرفت و نه پایین می‌انداخت، ركوع را انجام می‌داد. سپس از ركوع سر بلند می‌كرد(می‌ایستاد) و می‌گفت: سمع اللّه لمن حمده. آنگاه دست‌ها را تا برابر شانه‌ها بالا می‌بُرد و تكبیر می‌گفت،

    سپس (برای سجده) متوجّه زمین شده و دست‌هایش را (در سجده) از پهلوهایش جدا می‌گرفت، آنگاه سر از سجده برمی‌داشت و پای چپش را خم می‌كرد و بر آن می‌نشست. انگشتان پاهایش را در سجده باز می‌نمود و سجده دوم را نیز همین‌گونه انجام می‌داد و پس از سجده، تكبیر می‌گفت، سپس پایش را خم كرده بر آن می‌نشست در حالی كه هر عضوی به حال اعتدال قرار می‌گرفت. ركعت بعدی را هم به همین كیفیّت انجام می‌داد و پس از دو ركعت در حال قیام، تكبیر می‌گفت و دست‌هایش را تا برابر شانه‌ها بالا می‌برد همانگونه كه تكبیر افتتاحیّه را انجام می‌داد و در بقیّه نمازش نیز همین‌طور عمل می‌كرد تا به سجده آخر. پس از آن سلام می‌گفت، پای چپ را عقب قرار می‌داد و بر سمت چپ بر وَرِك3می‌نشست.

    همه گفتند: ابوحمید راست گفت، رسول خدا(ص) بدین گونه نماز می‌گزارد4

    این بود حدیثی در مقام بیان كیفیّت نماز رسول خدا(ص) كه از طریق اهل سنّت روایت شده كه وجه دلالت آن را دانستیم. اكنون به حدیثی كه شیعه امامیه روایت كرده توجه كنید:

    ب: حدیث حمّاد بن عیسی

    حمّاد بن عیسی از امام جعفر صادق (ع) روایت كرده كه آن حضرت فرمود: چه قدر ناپسند است برای مردی كه 60یا 70 سال از عمرش بگذرد و یك نماز با شرایط كامل انجام نداده باشد. حمّاد گفت: (از این سخن امام (ع)) در دلم احساس حقارت كردم و عرض كردم: فدایت شوم، نماز را (با شرایط كامل) به من تعلیم فرما.

    پس ابوعبداللّه (ع) (جعفر بن محمّد‘) راست قامت رو به قبله ایستاد و دست‌هایش را با انگشتان بسته بر روی رانهایش انداخت و پاهایش را نزدیك به هم به فاصلة سه انگشت باز قرار داد و انگشتان پاهایش همه رو به قبله بود و آنها را از قبله منحرف نمی‌كرد و با خشوع و فروتنی تمام بود، پس تكبیر گفت و سوره حمد و قل هو اللّه احد را با ترتیل قرائت كرد، سپس به اندازه نفس كشیدنی در حال قیام صبر كرد و پس از آن تكبیر گفت در حالی كه هنوز ایستاده بود، آنگاه به ركوع رفت و دو كف دستش را با انگشتان باز روی كاسه زانوهایش قرار داد و زانوها را به عقب داد تا پشتش صاف شد به طوری كه اگر قطره‌ای آب یا روغن بر پشتش ریخته می‌شد به واسطه راست بودن پشتش به هیچ طرف مایل نمی‌گشت،

    امام گردنش را (در ركوع) راست گرفت و چشمانش را بست و سه مرتبه با ترتیل تسبیح (سبحان رَبّی العظیم وبحمده) گفت، سپس راست قامت ایستاد و چون كاملاً به حال قیام درآمد، گفت: «سمع اللّه لمن حمده» و بعد از آن در همان حال قیام، تكبیر گفت و دستها را تا مقابل صورت بالا آورد، و آنگاه به سجده رفت و دستهایش را قبل از زانوها بر زمین گذاشت و سه مرتبه گفت: سبحان ربّی الأعلى وبحمده، و (در سجده) عضوی از بدنش را بر عضو دیگر نگذاشت و بر هشت موضع سجده كرد: پیشانی، دو كف دست، دو كاسه زانو، دو انگشت ابهام پا، و بینی، ( گذاشتن هفت موضع در سجده بر زمین واجب و گذاشتن بینی بر خاك سنّت است كه اِرغام نامیده می‌شود). سپس سر از سجده برداشت و هنگامی كه راست نشست، تكبیر گفت و ساق پای چپ را خم كرده، روی آن نشست و پشت پای راستش را بر كف پای چپش گذاشت و گفت: «أستغفر اللّه ربّی و أتوب إلیه»، و در همان حال نشسته تكبیر گفت و بعد سجده دوم را مانند سجده اوّل بجا آورد و همان ذكر تسبیح را در سجده دوم نیز گفت و از عضوی از بدنش برای عضو دیگر در ركوع و سجود كمك نگرفت و در حال سجده دست‌هایش را به صورت بال از بدنش جدا گرفت و ذراعِ دستها را بر زمین نگذاشت و بدین ترتیب دو ركعت نماز بجا آورد .

    سپس فرمود: ای حمّاد، این گونه نماز بخوان، و در نماز به هیچ سویی التفات مكن و با دست‌ها و انگشتانت بازی مكن و آب دهان به راست و چپ یا پیش رویت مینداز5

    چنان كه ملاحظه می‌شود هر دو روایت در صدد بیان كیفیّت نماز واجب است و در هیچكدام كوچكترین اشاره‌ای به روی هم گذاشتن دست‌ها نشده است، زیرا اگر گرفتن دست سنّت بود، امام صادق (ع) در بیان خود آن را ترك نمی‌كرد و حال این كه آن حضرت با عمل خود، نماز رسول خدا (ص) را برای ما مجسّم می‌كرد، چون او از پدرش امام باقر(ع) و امام باقر(ع) از پدرانش و آنها از امیرمؤمنان(ع) و او از رسول اعظم صلوات اللّه علیهم اجمعین گرفته‌اند. بنابراین، دست روی دست گذاشتن در نماز بدعت است؛ زیرا گرفتن دست در واقع داخل كردن چیزی است در شریعت كه از شریعت نیست.

    ج. آموزش نماز به كسی كه نماز صحیح نمی‌خواند

    در میان محدثان اهل سنت حدیثی است به نام «حدیث المسیء صلاتُه» یعنی حدیث كسی كه نماز خود را صحیح نمی‌خواند، در این حدیث چنین آمده است:

    ابوهریره می‌گوید: پیامبر وارد مسجد شد، مردی نیز وارد مسجد شد و نماز گزارد، سپس به حضور پیامبر‌(ص) آمد و سلام كرد. پیامبر‌(ص) سلام او را پاسخ گفت و فرمود: برگرد و دو مرتبه نماز بخوان، رفت و نماز گزارد و به سوی پیامبر بازگشت، پیامبر نیز فرمود: برگرد باز نماز بگزار، این كار سه بار تكرار شد، سرانجام آن مرد عرض كرد: سوگند به خدایی كه تو را به حق مبعوث كرده است، من جز آنچه انجام می‌دهم، چیزی نمی‌دانم، چه بهتر كه نماز را به من بیاموزی.

    در این هنگام پیامبر‌(ص) فرمود: هرگاه به نماز ایستادی تكبیر بگو، سپس آنچه از آیات قرآن می‌دانی، بخوان، سپس ركوع كن به گونه‌ای كه بدنت آرام گردد، آنگاه پیامبر‌(ص) دیگر اجزا و شروط نماز را به او می‌آموخت6 و هیچ اشاره‌ای به گذاردن دست راست بر دست چپ نمی‌كند، در حالی كه اگر این كار واجب و یا مستحب مؤكد بود، از گفتن آن خودداری نمی‌كرد.

    نظر ائمّه (علیهم السلام)

    با توجه به آنچه تاكنون گفته شد، روشن گردید سنت بودن دست روی دست گذاشتن در نماز ثابت نشده است، بدین جهت می‌بینیم كه ائمّه اهل بیت(علیهم السلام) از این عمل (گرفتن دست در نماز)، احتراز می‌كردند و آن را از افعال مجوس در مقابل پادشاه می‌دانستند.

    محمّد بن مسلم از امام جعفر صادق یا امام محمّد باقر ‘روایت كرده، می‌گوید: به آن حضرت عرض كردم: حكم كسی كه دستش را در نماز بر دست دیگر می‌گذارد، چیست؟ فرمود: این عمل، تكفیر است و نباید انجام شود.(تكفیر به معنی تعظیم در مقابل پادشاهان است).

    زراره از حضرت امام محمّد باقر (ع) روایت كرده كه فرمود: بر تو باد توجه به نماز، و در نماز تكفیر مكن(دستهایت را بر هم مگذار)، زیرا مجوس این عمل را انجام می‌دهند.

    صدوق به سندی از امیر مؤمنان علی (ع) روایت كرده كه آن حضرت فرمود: مسلمان دستهایش را در نماز جمع نمی‌كند و در حالی كه در مقابل خدای عزّ وجلّ ایستاده است، تشبّه به اهل كفر (یعنی مجوس) نمی‌ورزد7

    در خاتمه یادآوری می‌كنیم كه آقای دكتر علی سالوس بعد از نقل نظریات و فتاوای فقهای شیعه و سنّی، (در مورد نهادن دست‌ها بر یكدیگر در حال نماز) به كسانی كه دست روی دست گذاشتن را حرام می‌دانند حمله كرده و می‌گوید: «كسانی كه قائل به حرمت و مبطل بودن این عمل هستند یا تنها آن را حرام می‌دانند، به واسطه تعصب مذهبی، بین مسلمین اختلاف و تفرقه ایجاد می‌كنند»8

    جا دارد از ایشان پرسیده شود: اگر تلاش و بررسی وتحقیق در كتاب و سنّت، شیعه را به این نتیجه رسانده كه گرفتن دست در نماز، امری است كه بعد از نبی اكرم(ص) پیدا شده و مردم در زمان خلفا به آن امر می‌شدند، گناه شیعه چیست؟ و در این صورت هر كس گمان كند كه آن عمل جزئی از نماز است چه واجب باشد یا مستحب، تحقیقاً در دین امری را بدعت نهاده كه از دین نیست. آیا جزای كسی كه در كتاب و سنّت اجتهاد و تحقیق نماید این است كه با تیر اتّهام به تعصّب مذهبی و ایجاد اختلاف، مورد هدف قرار گیرد؟

    اگر این اتّهام بجا باشد، آیا امام مالك را نیز می‌توان این گونه متّهم كرد؟ زیرا او گرفتن دست را مطلقاً، یا در نمازِ واجب، مكروه می‌داند. آیا می‌توان امام دارالهجره را به تعصّب مذهبی و ایجاد خلاف متّهم كرد؟

    به چه دلیل دست بسته نماز خواندن را نشانه تعصّب مذهبی و میل به اختلاف بین مسلمین نمی‌دانید؟ قضاوت با شماست.

    آیت الله جعفر سبحانی

    [1] . محمّد جواد مغنیه: الفقه علی المذاهب الخمسه، ص 110، وملاحظه شود «رسالة مختصرة السدل» ا از دكتر عبدالحمید، ص 5.

    [2] . محمد حسن نجفی، جواهر الكلام:11/15ـ16.

    [3] . تورك عبارت است از این كه انسان در حال نشستن بر روی پای چپ بنشیند، وروی پای راست را بر كف پای چپ قرار دهد.

    [4] . سنن بیهقی:2/72، 73، 101، 102; سنن أبی داود:1/194، باب افتتاح الصّلاة، حدیث 730ـ736; سنن ترمذی:2/98، باب صفة الصّلاة.

    [5] . شیخ حرّ عاملی: وسائل الشیعه، 4، باب 1 از ابواب افعال نماز، حدیث 1، و باب 17،

    حدیث 1و2.

    [6] . صحیح بخاری، ج1، ص 189، شماره 793; صحیح مسلم:2/11.

    [7] . شیخ حرّ عاملی، وسائل الشیعه:4، باب 15 از ابواب قواطع الصّلاة، حدیث 1، 2و 7.

    [8] . فقه الشیعة الإمامیه ومواضع الخلاف بینه و بین المذاهب الأربعه:183.





     

     

اپلیکیشن موبایل
خوشحالیم که میتونم توی موبایل هم همراه شما باشم. تا الان تونستم نسخه اندروید و آیفون رو آماده کنم . دانلود کنید نصب کنید لذت ببرید …

 

 

 

منوی کاربری